جنبش ملی- دمکراتیک " تورکمنلیک"

 

جنبش " تورکمنلیک" فعالیت خودرا با خطابیه ای آغاز می کند که بیانگر آماج و دیدگاههای حاکم بر آن می باشد.

 

" تورکمنلیک جنبشی است ملی، دمکراتیک و مستقل که درراه رسیدن آن بخش از ملتمان که در" ترکمنصحرا" در محدوده سیاسی ایران کنونی زندگی میکنند به یک زنگی آزاد و مرفه در سرزمین مقدس ، باستانی و پربرکت خویش   فعالیت می کند، که تنها از طریق نیل به آزادی ملی امکان پذیر خواهد بود.

 

 ترکمنصحرا ( ترکمنستان جنوبی) بخشی از سرزمین باستانی و کنونی ترکمن میباشد که گستره ای از بحر خزر تا دشتهای بین آلاداغ و کوپت داغ را دربر می گیرد.

 

تورکمنلیک حاضر به همکاری و حتی اتحاد و ادغام در یک تشکیلات گسترده ملی با دیگر گروهها و شخصیتهای ملی بوده، جهت نیل به این هدف آمادگی خودرا برای پیشبرد بحثهای باز و سازنده اعلام میدارد.

 

 

خطابیه " تورکمنلیک"

 

برادران و خواهران  گرامی!

امروز بخشی از ملت ما یعنی ساکنین ترکمنصحرا با ازدست دادن زبان، فرهنگ، باورهای ویزه دینی و دیگر ارزشهای ملی خود با خطر نابودی و محو شدن از صحنه تاریخ روبرو می باشد. یعنی درنتیجه حاکمیت استبدادی راسیسم فارس از 80 سال پیش به این سو:

زبان، باور ویزه دینی، سنن مقدس و حتی آخرین نشانه هویتمان یعنی لباسهای ملی مان به نابودی کشیده شده و می شود، اراضی زراعتی و مسکونیمان را به شیوه های گوناگون غصب و در اختیار بیگانگانی گذاشته شده و می شود که هدفمندانه از نقاط دیگر به سرزمینمان کوچانده اند و همچنان می کوچانند، با دادن کارهای دولتی به مهاجرین بیگانه جوانان تحصیلکرده و تمامی نیروهای کار مارا به کوچ اجباری به مناطق فارس نشین بدنبال شغل وامیدارند تا در آنجا مستحیل و بی هویت گردند، کاملا آگاهانه و هدفمندانه اعتیاد و دیگر مفاسد اخلاقی را در جامعه ترکمن دامن زده و می زنند که در عین خود نتیجه همان فقروفلاکتیست که بطور تصنعی ایجاد کرده و می کنند، با اعمال تقسیم بندیهای استعماری و ایجاد استانهای تحمیلی چون استان گلستان و خراسان شمالی، از یکسو مارا در سرزمینهای آباء و اجدادیمان به اقلیت تبدیل می کنند و ازسوی دیگر نامهای قدیمی و اصلی جغرافیایی را از صفحه جغرافیا محو کرده و می کنند، گذاشتن نامهای ترکمنی برای فرزندانمان در عمل قدغن میباشد...

و در یک کلام، در نتیجه اعمال یک گنوسیت ( ژنوسیت، قتل عام نژادی) اعلام نشده و مرموز، ملتمان آخرین نفسهای موجودیت و حیات ملی خودرا می کشد و همانگونه که امروزه در جامعه ترکمن برسر زبانهاست: " حکومت تهران از طریق اعمال مداوم سیایتهای آپارتاید، ترکمنصحرا را بدون ترکمن می خواهد".

در چنین شرایط مدهش و خفت بار تاریخی، ما براین باوریم که  تمامی انسانهایی که خودرا ترکمن می دانند و قادرند به ترکمن بودن خود افتخار کنند، باید متحد و یکپارچه و با تمرکز تمامی توش و توان خود و با بهره گیری تمامی فرصتها و امکانات زمانمان جهت رهایی از این شرایط خفت بار بمثابه آرزوی مقدس و مبرم ملتمان حرکت کنیم و آنرا نخستین وظیفه ملی و انسانی خود بدانیم.

اینکه رهایی ملی مان چگونه حل خواهد شد و از چه راههایی خواهد گذشت، کاملا بستگی به شرایط تاریخی امروز و فردای دنیا، اما بیش و پیش ازآن به هشیاری، آگاهی ملی، توان و استعداد خود ما و دیگر ملتهای تحت ستم ایران در بهره برداری به موقع ازاین فرصتها و شرایط پیچیده خواهد داشت.

ملت ترکمن که پاره ای از ترکهای تحت ستم در ایران کنونی میباشد در کنار و همراه با همه ملتهایی است ( ترکهای خراسان، ترکهای آذربایجان، ترکهای قشقایی، عربها، کردها، بلوچها، لرها و ...) که در راه رهایی ملی خویش مبارزه می کنند.

 

مواضع جنبش ملی- دمکراتیک " تورکمنلیک" پیرامون راه حل هایی که تا کنون از سوی رهبران حرکتهای رهایی بخش ملی در ایران اعلام گردیده است

 

1- ملت ترکمن از هزاران سال پیش در سرزمین آباء و اجدادی خود ترکمنستان ( که بخشی ازآن ترکمنصحرا میباشد) زیسته  و ایجادگران تمدنهای مختلفی بوده و جای ارزنده ای در تاریخ تمدن بشری داشته اند. محصول این تاریخ چند هزارساله داشتن زبانی غنی و زیبا، آداب و سننی پسندیده و انسانی، ونیز برداشتی ویژه و دمکراتیک از باورهای دینی میباشد که از سوی محققین بی غرض مورد تأیید و تحسین قرار گرفته است.

متأسفانه  در طول 125 سال گذشته بر اثر یورشهای استعمارگران روسی که همراه با کمکها و همکاریهای همه جانبه حکومت تهران صورت گرفت، به اشغال مهاجمان درآمد و طی " عهدنامه آهال"  درماه  دسامبر1881 ( برابر با 22 محرم 1299 هجری قمری) و توافقنامه های متعاقب آن سرزمین باستانی و مقدسمان بین اشغالگران تقسیم گردید که نتیجه امروزی آن جمهوری مستقل ترکمنستان، ترکمنصحرا و بخشی از ترکستان جنوبی ( در شمال افغانستان امروزی) میباشد.

اما ملت ترکمن این تقسیم استعماری را به رسمیت نشناخت و روابط خودرا بمثابه ملت و سرزمینی واحد ادامه دادند و مرزهای تحمیلی نیز مدتها تقریباً روی کاغذ ماند. تنها از سال 1925 زمانیکه جنبش رهایی بخش ملی در ترکمنصحرا به رهبری عثمان آخون توسط رضاخان دست نشانده استعمارگران انگلیسی به کمک سلاحهای مدرنی که از اربابانش گرفته بود به شکست انجامید، مرزهای کنونی بزور سلاح تثبیت گردید.

ما براین باوریم که این حقایق تلخ تاریخی از سوی کلیه نیروهای جنبش رهایی بخش ملی ملتهای تحت ستم ایران پذیرفته شود و همچنین درمقدمه پلاتفرم همه نیروهای ترکمن که درراه رهایی ملتمان مبارزه می کنند آورده شود.

 

2- تاکنون از سوی نمایندگان ملتهای تحت ستم ایران برای معضل مسأله ملی در ایران دوراه حل مطرح گردیده است:

راه نخست، خروج ملتهای تحت ستم از ترکیب سیاسی ایران و تشکیل دولتهای مستقل توسط هریک از این ملتها. اگر چنین شرایطی پیش آید بدیهی است که همانند شرایط پس از فروپاشی سیستم استعماری شوروی سابق هر ملتی در حد توان مادی و معنوی خود دولت خودویژه ای تشکیل خواهند داد. در چنین شرایطی موضع جنبش ملی- دمکراتیک        " تورکمنلیک" عبارت از تشکیل دولتی لائیک، باز و با سیستمی دمکراتیک وملی متناسب با معیارهای دنیای مدرن امروزی خواهد بود. 

راه دوم، رسیدن ملتهای تحت ستم به حقوق ملی خود در چارچوب سیاسی ایران کنونی در یک سیستم فدرالی میباشد. همانگونه که میدانیم شیوه های مدرن اداره کشور بر اساس فدرالیزم در برخی از کشورهای چند ملیتی اروپا چون سوئیس تحقق پذیرفته است. در رابطه با اصول اساسی این سیستم و همچنین ویژگیهای ممکن آن در شرایط ایران نیز طرحهای زیادی طی مقالات متعدد و برنامه احزاب و سازمانهای ملی داده شده است.

ما براین باوریم که در شرایط تاریخی ویژه  ایران برای حل مسئله ملی براساس فدرالیسم تحقق دو پیش شرط اساسی زیر اجتناب ناپذیر میباشد:

الف: سیستم فدرال نه بر اساس تقسیمات جغرافیایی کنونی که از بالا و با هدف تجزیه و نابودی گام به گام ملتهای غیر فارس تحمیل و تحقق یافته و می یابد، بلکه تنها براساس ملتها و با برسمیت شناختن سرزمینهای آباء و اجدادی آنان بعنوان مرزهای طبیعی و ملی، ممکن خواهد شد.

ب: جبران کلیه خسارات مادی و معنوی وارده بر ملتهای تحت ستم در طول 80 سال حکومت استعماری گذشته. این امر تنها از طریق اعمال سیاست " تبعیض مثبت" برای این ملتها امکانپذیر می باشد. یعنی از طریق اختصاص مداوم بودجه های اضافی، کلیه خسارات مادی و معنوی که شمه ای از آنها در رابطه با ملتمان در بالا ذکر گردید، جبران و زخمها التیام یابد تا ملتها در سطحی برابر قرار گیرند.

از دید ما همه این خواستهای قانونی و مدنی در سال 1357 شمسی از سوی ملت ترکمن بطور یکدل و یکزبان و طی شعارهای گویا اعلام گردیده است. علاوه براین حفظ و حراست از ثروتهای مادی و معنوی کلیه ملتها و نیز ایجاد شرایط لازم برای رشد و انکشاف آن در مواد مختلف اعلامیه جهانی حقوق بشر و میثاقهای بین المللی تصریح گردیده و امضاء کنندگان آن از جمله دولت ایران به اجرای این مواد ملزم گشته اند.

لذا مطالبه حقوق قانونی و انسانی فوق باید در پلاتفرم همه جنبشهای رهایی بخش ملی ایران گنجانده شود.     

            

3- و در نهایت اساسی ترین مسئله شناخته شدن " حق تععین آزادانه سرنوشت" برای همه ملتها می باشد. این حق نیز در اعلامیه جهانی حقوق بشر و دیگر میثاقهای بین المللی برسمیت شناخته شده است. در دنیای پیشرفته کنونی تقریباً هیچ حکومت و تشکل سیاسی یافت نمی شود که حد اقل در بیانات رسمی خودشان پیروی از دمکراسی را رد کنند. در حقیقت مضمون دمکراسی نیز چیزی جز شناختن" حق تعیین آزادانه سرنوشت" برای همه انسانها و ملتها نمی باشد.

ما براین باوریم که یک تشکل ملی حق سرپیچی از مطالبه حقوق طبیعی ملت خود و در رأس آن " حق تعیین آزادانه سرنوشت خویش" را ندارد.

 

وظایف  ترکمنهایی که خارج از مرزهای سیاسی ایران زندگی میکنند                                        از دید "جنبش ملی- دمکرات تورکمنلیک"

 

1-  افشاء پیگیر فشارهای مدهش و جنایتکارانه ای که بر ملت ما و دیگر ملتهای تحت ستم درایران روا میدارند و نیز چهره کریه شوونیزم فارس در پیشگاه افکار عمومی جهان. برای تحقق این امر باید بطور مداوم خطابیه هایی برای کلیه سازمانها و جمعیتهای حامی حقوق بشر و دمکراسی و در رأس آن سازمان ملل متحد، و نیز رهبران کشورهایی که در راه استقرار سیستم دمکراتیک در جهان می کوشند ارسال شود. همچنین تدابیری جهت ملاقات و مذاکره با چنین رهبران جهت کسب حمایتشان اتخاذ گردد. برای این منظور باید همه نیروهای خودرا در یک جا گرد آورده وبا جهت دادن برای یک هدف عمومی- ملی  متحداً عمل نمائیم.

 

2- حمایت از کلیه حرکات ملی در داخل ایران و دفاع از آنان با بهره گیری از همه امکانتمان.

 

3- تماس و همکاری مداوم با نمایندگان سیاسی دیگر ملتهای تحت ستم در خارج از کشور ایران و تبادل نظر با آنان جهت یافتن عملی ترین راههای رهایی.

 

جنبش ملی- دمکراتیک " تورکمنلیک"

(متن ترکمنی خطابیه ، ماه  ژوئن 2005)