نبرد
گوك دپه نقطه
عطفي در تاريخ
استعمار در آسياي
ميانه
در
تاريخ
12نوامبر
1881ميلادي با
سقوط قلعه گوك
دپه به مثابه
آخرين دژ
مقاومت در
مقابل
استعمارگران
روسي كه با
همكاري خایـنانه
حكومت وقت
تهران تحقق
يافت، سرنوشت
رقابتهاي چند
قرني و پرخون
استعمار- گران
روس و انگليس
با يكديگر در
قفقاز،
آذربايجان،
تركستان و كل
آسياي ميانه
به نقطه
پاياني خود مي
رسد. و با بسته
شدن قرارداد
مرزي ننگين آخال
در تهران در
ماه دسامبر
همانسال، مرز
بين مستعمرات
روس و انگليس
در منطقه مشخص
ميشود و تركمنستان
و ملت تركمن
نيز دوپارچه
ميشود كه
تاكنون نيز
دست نخورده
باقي مانده
است. از
آنجايي كه
نبرد
قهرمانانه و
در عين حال
تراژيك گؤك
دپه نتيجه و
نقطه پاياني
استراتژي
غارتگرانه
استعمار- گران
روسي و انگليسي
بوده است كه
از اواسط قرن
16ميلادي شكل
بارزتري بخود
گرفته بود.
لذا حوادث
تاريخي اين
دوره،
از حمله جنگ
گؤك دپه با
توجه به اين
رقابتها قابل
درك و توضيح
ميباشد.
فاكتور ديگري كه
در اين رابطه
بايد مورد
توجه و دقت
قرار گيرد
عبارت از اين
واقعيت است كه
، اغلب
حكومتهايي
كه از قرن
شانزده
ميلادي در
درون مرزهاي
سياسي ايران
امروزي شكل
گرفته اند، دست نشانده
و عامل
استعمارگران
انگليسي و
روسي بوده و
در جهت تحقق
اهداف آنان ، برعليه
كشورهاي
مسلمان
همسايه از
جمله
تركمنستان وارد
عمل شده اند.
دوبازوي اين
عامل استعمار
عبارت بوده
است از: يكي
شيعه گري و يا
شيعه نمايي افراطي
كه گاهي از آن
بعنوان شيعه
صفوي (در مقابل
شيعه علوي)
نام برده
ميشود. و
ديگري شوونيزم
فارس. اين هر
دو بازو توسط
مراكز
استعماري ساخته و
پرداخته،
تقويت و
محافظه شده و
ميشود. ما در
فرصتي ديگر در
اين رابطه
مفصلتر و
مستندتر
خواهيم نوشت.
اكنون در
چارچوب موضوع
فعلي به يك
سلسله از
حوادث تاريخي
كه مستقيم و
يا غير مستقيم
در سرنوشت
تركمنستان و
ملت تركمن
مؤثر و زمينه
ساز فاجعه گؤك
دپه و فجايع
بعد از آن
بوده است،
اشاره توضيحي
ميكنيم.
|
آغاز
تهاجمات
روسيه و نقش
دولت دست
نشانده صفوي |
دولت
روسيه كه از
قرن 16ميلادي
در نقش يك
نيروي استعماري
ظاهر ميشود، حملات
تجاوزي خود بر
عليه ممالك
همسايه را از
اواسط اين قرن
آغاز مينمايد.
بقول محقق
فرانسوي
آلكساندر
بننيگسن { در
فاصله بين
قرنهاي 16-9 ميلادي
يعني حدود 7
قرن پدران
روسها با
مسلماناني همسايه
شدند كه به
لحاظ
تكنولوژي
خيلي پيشرفته
تر، به لحاظ
نظامي بسيار
قويتر و در يك
كلام داراي
تمدني برتر از
آنان بودند.
در فاصله بين
قرنهاي
سيزدهم و
پانزدهم
ميلادي
پرنسهاي روسي
سرسپرده حكام
آلتين اوردا
بودند... اكنون
با تضعيف
امپراطوري
مغول،
سرزمينهاي
آنانرا بطور
سيستماتيك از
دست وارثان
ضعيفشان خارج
ميكنند. حمله
اشغالگرانه
روسها كه
از 1552ميلادي
با اشغال
"قازان" آغاز
شده بود، مدت350سال
تا الحاق
پامير به
امپراطوري
خودشان در سال
1900ميلادي
گسترش
مييابد.} "1"
{ايوان
چهارم در سال
1552با يك لشگر
150هزارنفري
قازان را كه
يك شهر ترك
نشين بود
اشغال كرده، اهالي
آنرا از دم
تيغ گذراند.
دو سال بعد در
سال 1554ميلادي
شهر آژدارخان
(آستراخان با
تلفظ روسي) كه
در حقيقت يك
خان نشين ترك
بود اشغال شد.
با سقوط
آژدارخان
روسها به بحر
خزر دست يافته
موجب تشويش
حكومتهاي
تركستان شدند.
در همان زمان
نيز خان نشين
تاتارهاي
كريمه مورد تهديد
قرار گرفت...} "2"
دولت
صفويه در سال
1501ميلادي توسط
شاه اسماعيل
بنيانگذاري
ميشود. او
دستور ميدهد
كه بنام خودش
و دوازده امام
خطبه خوانده
شود. بدين
ترتيب "شيعه"
بعنوان مذهب
رسمي اعلام
ميگردد. و
بقول محقق آذربايجاني
دكتر ضياء
صدرالاشرافی،
ايران سني را
از طريق قتل
عام شيعه
ميكنند. البته
حتي نگاه سطحي
به كتب تاريخي مربوط
به قرون
16و17ميلادي
نشان ميدهد كه
اين بدعتها
توسط ممالك
استعمارگر
اروپايي در
جهت تحقق
اهداف
غارتگرانه
شان پي ريزي و
پيش برده ميشود.
آماج آنان
تضعيف
كشورهاي
اسلامي، بويژه
دژ مقدم آن
تركيه عثماني
، كه در
آندوره مانع
اصلي در مقابل
پيشروي آنان
به سوي مشرق
زمين بوده
است. در اينجا
توجه به نكته
ديگري نيز به
روشن شدن مسايل
كمك ميكند و
آن عبارت از
اين واقعيت
ميباشد كه
خاندان صفوي
از طريق
تركمنهاي آق
قويونلو با
خاندان
امپراطوري
روم طرابوزان
نسبت خويشاوندي
داشته اند. { از
رهبران تركمنهاي
آق قويونلو كه
مبلغ تشيع در
آنادولي و
پايتختشان
دياربكر بود،
جد اوزون حسن
قوتلوق با
خواهر
امپراطور روم
ماريا ازدواج
ميكند و پدر
اوزون حسن
قارااويلوك
نيز با دختر
امپراطور
ازدواج ميكند.
از سوي ديگر ، جد
شاه اسماعيل
جنيد با
خواهر اوزون
حسن و پدر شاه
اسماعيل
حيدر نيز با
دختر اوزون
حسن آق قويونلو
ازدواج
ميكند.} "3"
از
زمان شاه عباس
كه مادرش از
سادات مرعشي
مازندران
بود، جنگ عليه
ممالك همسايه
تحت پوشش شيعه
گري افراطي و
همزمان با آن
شوونيزم فارس
شدت و سرعت
بيشتري
ميگيرد. دكتر
جواد هیئت در
اين رابطه چنين
اشاره ميكند.
{در زمان شاه
عباس پايتخت
به اصفهان
منتقل شده، اختيار
امور از سران
ايلات گرفته
، به
فارسها داده
ميشود. و از آن
زمان پروسه
فارسيزاسيون
در ايران آغاز
ميگردد...} "4"
در اين
دوره در
حاليكه كاشته
شدن تخم نفرت
بر عليه سني
مذهبان با
تمام شدت ادامه
داشته در
مساجد بانگ
لعنت بر سه
خليفه اول راشدين
آني قطع
نميشد،
پاپهاي مسيحي
در دربار صفوي
با عزت و
احترام تمام
زندگي
ميكردند و براحتي
به كشورهاي
اروپايي رفت و
آمد مينمودند.
وظايف حساس
دولتي به
ارمني هاي
مسيحي سپرده
ميشد و شهرك
ارمني نشين
نجف آباد توسط
شاه عباس
ايجاد ميشود.
شيعه گري
افراطي تنها
با هدف عوام
فريبي و راه
انداختن
جنگهاي
خانمانسوز
عليه ممالك
همسايه،
تضعيف
كشورهاي اسلامي
و زمينه سازي
براي پيشروي
آسان ممالك
استعمارگر
اروپايي بوده
است.
{قشون
دولت صفوي
بارها به
سرزمين تركمن
نيز حمله
ميكند اما هر بار
توسط
رزمندگان
داوطلب تركمن
تحت رهبري سرداران
قابلي چون
آباسردار
تار و مار
ميشوند. تا
اينكه در
بزرگترين
لشگركشي دولت
صفوي تحت
رهبري خود شاه
عباس موفق
ميشوند تنها
تا 15كيلومتري
شمال
استراباد(گرگان
فعلي) پيشروي
كنند. قلعه
مبارك آباد
بدستور شاه
عباس در محل
آق قلاي فعلي
در سال
1598ميلادي
ساخته ميشود.
اما خلق تركمن
هرگز تابعيت
دولت صفوي را
نمي پذيرد.} "5"
شاه
عباس همچنين
قاجارهاي
شيعه را در
اطراف رود
گرگان و 15هزار
كرد كرمانجي
را در كوههاي
اطرف قوچان با
هدف تقابل با
ترکهای
خراسان،
تركمنستان و
ملت تركمن از
آذربايجان و
كردستان
آورده اسكان
ميدهد.
در سال
1599ميلادي
برادران شرلي
آنتون و رابرت
كه از
سياستمداران
برجسته و
متخصصين
نظامي انگليس
بوده اند با
شاه عباس
ملاقات
ميكنند. در اين
ملاقات شاه
عباس در مقابل
دريافت
سلاحهاي مخرب
و مدرن به
تمامي
خواستهاي
اسارتبار كشورهاي
استعمارگر
اروپايي تن
ميدهد و صادقانه
در جهت
برآوردن آن
خواستهايشان
حركت ميكند.
در اينجا جهت
جلوگيري از
اطاله كلام به
خوانندگان
غزيز توصيه
ميكنم تا
بخشهاي مربوط
به روابط دولت
صفوي
با كشورهاي
روسيه، انگلستان
و آلمان
از كتاب
تاريخ ده هزارساله
ايران تأليف
عبدالعظيم
رضايي را با
دقت و موشكافي
مطالعه
نمايند. هر
چند اين كتاب
خود از ديد غرض
آلود آزاد
نميباشد.
|
ادامه
تجاوزات
روسيه
در قرون 18 و 19 با
همكاري
ايران |
{ در قرن
18ميلادي دولت
روس ضمن گشودن
راه بسوي
اروپا، جهت
گشودن راه
ديگري نيز به
آسياي
ميانه،
چين و
هندوستان به
طرفندهاي
گوناگون دست
ميزند... پطر
اول حتي قبل
آغاز
يورشهايي كه
وي شخصا در آن
شركت ميكرد،
گروههاي
تحقيقي و
جاسوسي مختلف
به تركستان اعزام
داشته است.
وظيفه اين
گروههاي
بررسي در
فرماني كه وي
در 14 ماه مه 1713 در
مجلس سنا صادر
كرده مشخص شده
بود. او چنين
ميگويد/؛ بمناسبت جلوس
خان خيوه بر
تخت حاكميت، بايد
سفيراني جهت
عرض تبريك
فرستاده شوند.
از آنجا بايد
نزد خان بخارا
بروند. در
آنجا بايد وانمود
كنند كه براي
امور تجاري
آمده اند. اما هدف
اصلي عبارت از
اين است كه
بايد موقعيت
شهر اركت
شناسايي گردد.
اين شهر در چه
فاصله أي از
بحر خزر واقع
شده است، آيا از
اين شهر يا
نزديكيهاي آن
رودي به درياي
خزر ميريزد يا
خير...
درسال
1715 پطر اول
همزمان دو
گروه بررسي (
اكسپديتسيا)
بسوي
تركمنستان مي
فرستد. علت و
انگيزه گروه
اول ظاهرا
اظهارات يك
تاجر تركمن
بنام خوجه
نفس بوده است.
خوجه نفس در
سال 1713 بهمراه
گروهي تاجر به
آژدارخان ( آستراخان)
مي آيد. او در
آنجا به يكي
از كينيازها بنام
سامانف
مطالبي
پيرامون وجود
طلا در ماسه
هاي رود جيحون
اظهار ميكند.
وي همچنين
تاٍكيد ميكند
كه رود جيحون
سابقا از خاك
تركمنستان
عبور كرده به
بحر خزر مي
ريخته است كه
مسير آن
مصنوعا بسوي
درياچه آرال
تغيير داده
شده است. لذا
به آساني
ميتوان آنرا دوباره
به مسير اوليه
برگرداند.
كافيست كه سدهاي
مصنوعي مسير
آن برداشته
شود.
كينياز
مذكور خوجه
نفس را نزد
پطر كبير
ميبرد. خوحه نفس
به پطر
پيشنهاد
ميكند كه يك
گروه بررسي به
سوي خيوه
فرستاده شود و
اطمينان
ميدهد كه برخي
نيروهاي
تركمن اين طرح
را حمايت
خواهند كرد.
سفير خيوه در
پطربورگ نيز
تاٍييد ميكند
كه رود جيحون
سابقا به بحر
خزر مي ريخته است. در
همان زمان
حاكم سيبري
نيز خبر مي
آورد كه در
رودخانه
ديگري در
نزديكي شهر
ياركنت (تركستان
شرقي) نيز طلا
وجود دارد.
اين اخبار بر
پطر اول
تاٍثير زيادي
ميگذارد. } "6"
متاٍسفانه
منابعي كه در
رابطه با
وقايع فوق در
اختيار
ميباشد خالي
از غرض و لوث
حقايق نيست.
از اطلاعات
بالا چنين
بنظر ميرسد كه
هدف شخصيت
تاجر تركمن از
طرح مطالب فوق
در نزد مقامات
روسي و جلب
كردن توجه
آنان به رود
جيحون، بازگرداندن
جيحون به مسير
اوليه آن در
خاك تركمنستان
و بزير كشت در
آوردن اراضي
وسيعي بوده
است كه در
نتيجه تغيير
مسير اين رود
در اواخر قرن 16ميلادي
به ويرانه
تبديل گشته و
در حيات
اقتصادي و
اجتماعي خلق
تركمن اثرات
بسيار مخربي
گذاشته بود.
شايد هم به
اين انديشيده بود
كه با كشيدن
پاي دولت
نيرومند
ديگري به منطقه،
در مقابل
يورشهاي مخرب
شاهان ايران
تعادلي ايجاد
گردد و از اين
طريق آسايش
بيشتري نصيب
ملتش گردد.
اما واضح است
كه هدف پطر اول
از توجه ويژه
به اين اخبار
و برجسته كردن
افسانه وجود
طلا درماسه
رودهاي
تركستان،
تشويق و ترغيب
ژنرالهاي
ماجراجو و
شهرت طلب و
تجار حريص
روسي به حركت
به آن مناطق و
بهره برداري در
جهت عملي كردن
نقشه هاي دور
و دراز
استعماري
خويش بوده
است.
{ در
سال 1715 هدايت نخستين
گره بررسي به
بكوويچ
سپرده ميشود و
خوجه نفس نيز
او را همراهي
ميكند. بكوويچ
درسال 1716 با
8هزار نفر
نظامي و چندين
عراده توپ از
آژدارخان
حركت ميكند.
نخست در
دويب-قاراغان(جزيره
اي نزديك به
ساحل
تركمنستان)،
سپس در شاقادام
(شهر
توركمنباشي
فعلي) و در
نهايت در
نزديكي خليج
بالكان (در
غرب تركمنستان)
سه پايگاه و
استحكامات
نظامي تاٍسيس
ميكند ...} "7"
نقشه
هاي دورو دراز
پطر اول پس از
مرگ وي نيز از
از سوي اسلاف
وي با پيگيري
تعقيب ميشود و
گام به گام
جامه عمل مي
پوشد.
در سال
1813 بدنبال
جنگهايي كه
ظاهرا بين ايران
و روسيه بوقوع
پيوسته و با
پيروزي روسيه
خاتمه يافته
بود،
عهدنامه
ننگين گلستان
بسته ميشود.
اين جنگها كه
به نظر مورخ
آذربايجاني
آقاي عون الهي
جنگ بين روسيه
و آذربايجان
بوده است،
شايد درستتر
اين باشد كه
آنرا جنگ و
تسويه حساب
بين
استعمارگران
روسي و انگليس
بر سر تقسيم
سرزمينهاي
جديد بدانيم.
زيرا اولا
حكومت تهران
حكومتي دست
نشانده و فاقد
سياست مستقل
بوده،
ثانيا هدايت
قشون قاجاريه
در دست
نظاميان
انگليسي بوده
از جمله افسر
انگليسي بنام
ماژور
كريستي در
اين جنگها كشته
ميشود. ثالثا
مقدمات
قرارداد توسط
سفير انگليسي
سر گراوزلي
ترتيب داده
ميشود.
برطبق
اين عهدنامه
علاوه بر آنكه
قراباغ، شيروان،
باكي، دربند،
لنكران و بخشي
از طالش
بعنوان سهم
روسيه شناخته
ميشود،
انحصار
كشتيراني در
بحر خزر نيز
به روسها داده
مي شود. و
روسيه در
مقابل
وليعهدي و سپس
به سلطنت
رسيدن عباس ميرزا
را تضمين
ميكند.!!!
"8"
بنظر
من بزرگترين
سرشكستگي
براي حكومت
تهران و
بزرگترين
امتياز براي
روسيه تعيين
سلطان ايران
توسط آنان
بوده است زيرا
از آن تاريخ
نقش تعيين
كننده در
سياست تهران
از انگليسي ها
به روسها
منتقل ميشود.
ويا حد اقل
دست بالا از آن
روسها ميشود.
و در عمل
تهران به نوعي
به مستعمره
روسيه تبديل
ميشود.
هیئت
نمايندگان
خلق تركمن (در
حقيقت
نمايندگان تركمنستان
غربي) نيز به
رهبري قيات
خان در جريان
مذاكرات
گلستان شركت
ميكنند. آنان
سعي ميكنند تا
استقلال
تركمنستان را
به تأييد نمايندگان
روس و انگليس
برسانند. و
اظهار
ميدارند كه
تركمنستان در
تمام طول
تاريخ مستقل
بوده، هيچ
ايراني به
سرزمينهاي
تركمن وارد
نشده مگر آنكه
زنجيري بر
گردن داشته
باشد. در
سرتاسر
تركمنستان
(شامل تورکمن صحرای
امروز) حتي يك
مزار يافت
نميشود كه به
رسم شيعه دفن
گرديده باشد.
اين مطالب را ما
پايينتر در
نامه سفير
روسيه به
ايران خواهيم
ديد.
بنظر
ميرسد كه اين
حركت سياسي
تركمنها از
سوي قدرتهاي
استعماري
چندان به جديت
گرفته نشده،
بلکه بعنوان
وجه المصالحه
و وسيله اي
جهت گرفتن
امتيازات
بيشتر از
حكومت تهران
مورد بهره
برداري قرار
گرفته است.
اما به هر حال طرح شدن
اين مسٍله در
چنان لحظات تاريخي،
خود موفقيتي
براي ملت ما
بوده است.
عهدنامه
گلستان را كه
با عهدنامه
تركمنچاي در سال 1828
تكميل و تثبيت
ميگردد، بايد در
تاريخ
آذربايجان و
تركمنستان
نقطه عطف شومي
دانست زيرا از
يك سو
آذربايجان
اشغال ودوپارچه
ميشود، از سوي
ديگر با تسلط
نظامي روسها
بر كل بحر خزر
تجاوز به
تركمنستان و
كل تركستان
براي امپراطوري
روسيه بسيار
سهلتر می
گردد.
در سال
1817ميلادي يعني
چهار سال پس
از عهدنامه گلستان
يرمولوف با
چند
پيشنهاد(در
واقع چند حكم)
از طرف دولت
روسيه به
تهران مي آيد:
{1-
ايران بايد
عليه دولت
عثماني با
روسيه متحد شود.
2- از آنجايي كه
تجار روسي از
دست خوارزمي ها
در زحمت
ميباشند، يا
شاهان ايران
خودشان آنجاها
را (
تركمنستان و
خيوه را ب. گ.)
تصرف نمايند و
يا به قشون
روس اجازه
دهند تا با
عبور از استراباد
و خراسان آن
مناطق را تصرف
كند... 3-
نمايندگي
بازرگانان
روسي در شهر رشت
تأسيس گردد.}
"9"
حقايق
فوق بروشني
نشان ميدهد كه
استعمارگران
روسي پس از
يكسره كردن
كار تصرف
قفقاز و آذربايجان
تمام نيرو و
توجه خودرا از
سوي شرق متوجه
تركستان و
بويژه
تركمنستان
نموده است و
از همكاريهاي
بيدريغ حكومت
دست نشانده
تهران نيز در
رسيدن به
هدفهاي
استعماري خود
مطمئن ميباشد.
حدود 1819
ميلادي (1234هجري)
نماينده فوق
العاده روسيه
در تهران
گريبايدف و
همراهانش با
تحريك مردم
توسط يك مجتهد
كشته ميشوند.
بدنبال اين حادثه
هیئتي مركب از
پسر عباس ميرزا،
امير نظام و
منشي وي
ميرزاتقي خان
فراهاني امير
كبير آينده
جهت عذرخواهي
به پاي امپراطور
روسيه به
پطرگراد
ميروند.
امپراطور روسيه
كه در وضعيت
جنگ با دولت
عثماني بود از
آنان به گرمي
استقبال
ميكند...} "10"
حوادث
بعدي نشان
ميدهد كه در
اين ملاقات
طرفين در رابطه
با اشغال و
تقسيم
تركمنستان
نيز به توافق
رسيده و
تصميمات
مشخصتري
گرفته اند.
هرچند در
جريان
مذاكرات
عهدنامه
گلستان نيز در
رابطه با
تقسيم
تركمنستان ، حتي مرز
قرار دادن رود
اترك،
توافقهايي
بين استعمارگران
روس و انگليس
و بالطبع دولت
دست نشانده تهران
صورت گرفته
بود.
در سال
1840 روسها اقدام
به تأسيس
استحكامات
نظامي در
آشوراده
ميكنند. به
اين اقدام
روسها نه دولت
ايران بلكه
انگلستان
اعتراض ميكند!
تركمنها
نيز به شدت با
اين اشغال و
مخصوصا به افراشته
شدن پرچم
روسيه
در آن جزيره
اعتراض
ميكنند و
مرتبا مواضع
آنان را مورد
حمله قرار
داده به تخريب
آن ميكوشند. اما
بنا به رسم
فرهنگ
استعماري، هم
منشيان مزدور
روسي و هم
عمال ايراني
آنان يعني
كاتبان درباري
اين انسانهاي
آزاده را كه
هدفي جز دفاع از
سرزمين و كيان
و شرف ملي خود
نداشته اند ،
دزدان دريايي
و غارتگران
وحشي مينامند
تا جنايات ،
وحشيگريها و
دزديهاي
آينده خودشان
عليه ملت ما
را از پيش
توجيه نمايند.
ج.
مكنزي كه در
سال 1858 در
استراباد
بوده و اوضاع سياسي
منطقه را زير
نظر داشته
است، در كتاب
سفرنامه
شمال خود
چنين مينويسد: مهمترين
اشتباهي كه
دولت ايران
مرتكب شده در سال
1813 بود كه حق
نگهداري كشتي
جنگي در درياي
خزر را ازدست
دادند. ولي
اكنون چاره اي
ندارند كه اين اشتباه
و سپس اشتباه
واگذاري
آشوراده به
روسها باعث
شده است كه
اينها به
بهانه سركوبي
تركمنها براي
خود اعتباري
بدست آورند... اگر
ايرانيان
قادر بودند
صادقانه
رفتار كنند و
يا حسن نيت
داشتند و با
تركمنها متحد
می شدند، میتوانستند
دايره
متصرفات
روسها را كاهش
دهند. ولي در
حال حاضر من
فکر میکنم که
فقط یک معجزه
می تواند پيشروي
روسها را
متوقف سازد...}
اما در
همان زماني كه
مكنزي اين
مطالب را مينوشت،
يعني در سال
1858قشون ايران
به منطقه
قارري قالا
واقع در مرز
كنوني ايران و
جمهوري
تركمنستان
حمله ميكند.
اين حمله با
دفاع متحد خلق
تركمن تحت
رهبري رجل
سياسي و سردار
معروف ترکمن
نوربردي خان
دفع و با شكست ايران
تمام ميشود.
يعني حكومت
تهران در
اولين آزمايش
خود در
برآوردن
خواست امپراطوري
روس داير بر
اشغال شدن
تركمنستان و
خيوه بدست
شاهان ايران
با ناكامي
روبرو ميشود.
ناصرالدينشاه
كه از اين
شكست جريحه
دار شده بود و
آنرا مايه
سرافكندگي
حكومت تهران
ميدانست به
فكر حمله
نهايي به
تركمنستان و
پايان دادن به
استقلال ملت
تركمن براي
هميشه مي افتد.
از سوي ديگر
لازم بود تا
به
استعمارگران
روسي و
انگليسي نشان
دهد كه
شايستگي
انجام وظايف
محوله را
دارد. تداركات
براي اين يورش
بزرگ دو سه
سال زمان
ميگيرد و
منطقه ماري
(در ادبيات
عربي و فارسي
مرو) هدف
تعيين ميشود.
لشگركشي به
ماري در سال 1861
انجام ميگيرد.
پيرامون اين
بزرگترين
لشگركشي
ايران به
آسياي ميانه
در قرن نوزدهم
اسناد و مدارك
و سفرنامه هاي
گوناگوني
وجود دارد.
تعداد قشون
بين 40 تا 60 هزار
با 9 توپخانه و
ديگر تجهيزات
قيد شده است . رهبري
قشون را حشمت
الدوله از
نزديكان شاه
به عهده داشته
است.
اين
جنگ تمام عيار
با دفاع
يكپارچه خلق
تركمن تحت
رهبري شخصيتهاي
برجسته أي چون
نوربردي خان و
قوشيت خان با
شكست بسيار
مفتضح قشون
ايران خاتمه
مي يابد. در
اسناد تاريخي
ازجمله چنين
مي آيد: {...در واقع
جنگ مرو آخرين
زورآزمايي
ارتش ايران در
قرن 19 ميباشد.
پس از اين
شكست، ديگر هيچگونه
كوششي براي
تصرف مجدد
نواحي آسياي
ميانه از طرف
ايرانيان
بعمل نيامده
است.} "11"
پس از
اين پيروزي
بزرگ
تركمنستان، امپراطوري
روس كه از
عملي شدن بخشي
از اهداف استعماري
خود بدست
ايران نوميد
ميشوند، با
نگراني از
اوضاع پيش
آمده به حركات
استيلاگرانه
خود شتاب
ميدهد.
قشون
استعماري
روسيه در سال 1869
شاقادام
(قيزيل سو) را
اشغال ميكند.
به يك اعتراض
فرمايشي ايران
داير بر اينكه
چرا اين اقدام
بدون اطلاع ايران
صورت گرفته
است،
سفير روسيه
چنين جواب
ميدهد: { دولت
ايران چگونه
جزو متصرفي
خود ميداند مملكتي
را كه به قول
خود تركمنها
هيچ ايراني
نتوانسته و
نمي تواند داخل
اين ملك شود، مگر
آنكه طناب بر
گردن او
باشد،
و اظهار كردن
يك ادعاي تنها
در متصرف بودن
ملكي،
در صورتيكه
نه بياني در
قرارنامه، و نه
استحكامي در بودن
يك واقعه
حقيقي ندارد و
هيچ حقوقي جهت
دولت ايران
نمي ماند. در
تصرف داشتن
ملك تركمان و
تركمنها كه
خودرا تابع
هيچ دولتي نه
ايران و نه
روس نميدانند
و لهذا مسئله
در آن باب
متعلق است به
آنچه اتفاق
افتد. و اقدام
به سفر به آن
جانب حق هيچ
احدي را ضايع
نخواهد كرد و
اين مسئله به
همان قسمي كه مقرر
شده دنبال
خواهد شد...} "12"
|
تركمنستان؛ آخرين
هدف
استعمار،
آخرين سنگر
دفاع از
استقلال |
همانگونه
كه در بالا
مختصرا اشاره
كرديم دولت
استعمارگر
روسيه در
رقابت و
معامله
انگليس بطور
مداوم و در
جهات مختلف
پيشروي ميكند.
در جهت
تركستان، در
سالهاي 1860
خوقند،
1865 تاشكند، 1868
سمرقند، 1870
بخارا، و 1873 نيز
خيوه ترسط
ژنرال كافمن
اشغال ميشود.
حين اشغال
خيوه،
تركمنهاي
خيوه به سختي
مقاومت
ميكنند. ژنرال
روسي جهت زهر
چشم گرفتن از
اين تركمنها
دست به آنچنان
جناياتي ميزندكه
در تاريخ كم
نظير ميباشد.
تا جاييكه خبر
نگار روزنامه
نيويورك
هرالد تريبون
به اين جنايات
غير انساني
شديدا اعتراض
ميكند و
كارشان به
مشاجره ميكشد.
"13"
در
باره انگيزه
ها و علل
اشغال
تركمنستان
توسط
امپرياليزم
روس كه چه به
لحاظ تلفات
انساني و چه
به لحاظ هزينه
هاي جنگي
برايشان
بسيار گران
تمام شده بود،
ميتوان از
چهار عامل زير
نام برد:
1- گشودن راه به سوي هندوستان و آب