جوانان کم تجربه اند، اما صحنه گردانان؟؟؟

 

اخیراّ خبر مشکوک و تأسف آوری همراه با عکس تعدادی جوان درلباس ملی ترکمن در حمایت از برنامه هسته ای حکومت تهران در روزنامه ها و صفحات انترنتی منتشر گردید. این اقدام محیلانه و توطئه آمیز در ذهن هر ترکمنی که از عقل و خرد عادی برخوردار است، این سئوال را زنده میکند که در چنین برهه حساسی از تاریخ که اکثریت اذهان آگاه و دولتهای پیشرفته دنیا از مسلح شدن حکومت راسیستی و تجاوزگر تهران به سلاحهای کشتار جمعی اظهار نگرانی کرده آنرا محکوم میکنند و بدرستی در فکر جلوگیری از این فاجعه میباشند، چرا باید عده ای جوان آنهم ترکمن که هرچه قویتر شدن تهران مساوی هرچه نزدیکتر شدن نابودی هویت ملی و حیثیت انسانی ملتش بوده و میباشد به طرفداری از این فاجعه ملی تظاهرات راه اندازند!!!؟؟؟

آری، اگر در کشورایران کنونی رژیمی انسانی و دمکراتیک حاکم بوده موجودیت و شرافت همه ملتهای ساکن به رسمیت شناخته می شد. به حقوق بشر و اوامرالهی مصرحه در کتابهای آسمانی از جمله قرآن کریم در مورد مشیت الهی در خلقت انسانها بصورت اقوام و قبایل و ملتهای مختلف پایبند میبود، طبعاّ همه ملل ساکن آن رژیم را مورد حمایت قرار میداد. اما قوی بودن هشتاد ساله حکومتهای استعمارساخته تهران بر اساس راسیسم کینه جوی فارس برای ما ملتهای غیر فارس ازجمله ملت ترکمن به چه بهایی تمام شد که ما امروز مسلح شدن به سلاحهای حطرناک هسته ایش رانیز باید حمایت کنیم؟.  شمه ای از فجایعی که برای ملت ما آفرید چنین است:

 

1-      نابودی مقدسترین و گرانبهاترین سرمایه و اساس هویت و شرف ملی مان، یعنی زبان مادری زیبا و غنی ترکمنی همراه با تحقیر و توهینهای وقیحانه، و تحمیل و حقنه کردن زبان الکن و قاتل فارسی بجای آن. این شرم آورترین و کثیفترین جنایت راسیسم فارس متکی به تهران متمرکز و تقویت شده از سوی بیگانگان استعمارگر بوده، که پس از استقرار رژیم "اسلامی" روند نابودی نهایی آن شتاب هرچه بیشتری نیز بخود گرفته است.

2-      غصب حدود 90% زمینهای مزروعی و چراگاههای ترکمن و دادن آن بدست مهاجرینی که با هدفهای استعماری و آپارتاید یعنی نابودی مادی ملتمان، از نقاط دیگر ایران کوچانده و در تورکمن صحرا اسکان داده شده اند. به عبارت دیگر محاصره هر روستای ترکمن با یکی دو روستای مهاجرین بیگانه.

3-      به لجن کشیده شدن مقدسات و نوامیس ملی و از هم پاشاندن شیرازه خانواده های ترکمن از طریق ایجاد طبق نقشه فقر و اعتیاد در جامعه ترکمن که ترویج فحشاء و دیگر مفاسد اخلاقی نتیجه اجتناب ناپذیر آن میباشد. از سوی دیگر فراهم کردن زمینه برای ازدواجهای اجباری و تشویق آمیز ترکمن با غیر ترکمن با هدف نابودی هرچه سریعتر هویت ملی مان بعنوان برنامه تکمیلی اهداف فوق الذکر.

4-      تمام کارهای دولتی و نیمه دولتی تورکمن صحرا به مهاجرین بیگانه داده شده، جوانانمان بالاجبار گروه گروه بدنبال لقمه نانی راهی شهرهای فارس نشین شده و میشوند تا در آنجا بمانند و فارس شوند ویا به میمونهایی تبدیل شوند که ادای فارسهارا در می آورند. این امر هدفمند و بطور سیستماتیک از سوی حکومت متمرکز و قوی تهران پیش برده می شود.

5-      بسیاری از جوانان و انسانهای شرافتمند و دارای احساسات و غرور ملی مان علاوه بر اعتیاد از طرق مرموز دیگری نابود شده و می شوند: تصادفات اتومبیل و خودکشیهای مشکوک، افتادن جوانان موتورسوار ترکمن در دامهای مشکوک و مرموز، قتل آشکار صیادان نگونبختی که برای درآوردن پول لقمه نانی برای خانواده خود بدامن پر مهر دریای خزر متوسل می شوند و ... بنا به اخبار نیمه موثق حدود 90% خانمهای بارداری که سقط جنین با تشویق مراکز بهداشتی رژیم و در اختیار گذاشتن مجانی امکانات این پایگاهها صورت می گیرد ازترکمنها انتخاب می شوند! که همه این موارد باید توسط مراجع بیطرف و سازمانهای مربوطه بین المللی مورد بررسی قرار گیرد. و در یک جمله ملت ترکمن در زندان ایران با یک گنوسیت ملی ( قتل عام نژادی) کامل دست به گریبان بوده و میباشد.

 

جوانان عزیز! ای فرزندان معصوم و بی گناه ملت زجرکشیده مان!

بیائید همه با هم بیندیشیم، مسلح شدن چنین حکومت غدار، کینجو و نژادپرست برای ملت مظلوم ما که تحت کثیفترین تحقیرها، تضییقات و توهینها میباشد چه عواقبی خواهد داشت؟ ما با تکیه بر کدام عقل و درایتی باید طرفدار برنامه های خطرناک هسته ای تهران باشیم؟ آیا کسانیکه شما را آلت دست اینگونه حرکات ضد ملی قرار داده اند، در قبال دریافت دلار وامتیازات شخصی، راه خیانت به ملت خودرا درپیش نگرفته اند؟

 

 

 

 برادران جوان! بیائید نظری به گذشته خیلی نزدیکمان بیندازیم!

 

در آستانه انقلاب اسلامی 1357 برخی روحانیت ترکمن اعلام کردند که بر اساس اصول دینی امام اعظم ما حق نداریم در امور سیاسی در حد براندازی شرکت کنیم. زیرا در اعتقاد ما دین از سیاست جدا میباشد.اما با وجود این توده مردم ترکمن مخالفت و اعتراض خودرا بر علیه رژیم نژادپرست شاه  همگام با سایر خلقها اعلام و در حرکات عمومی سرتاسری ایران شرکت کردند. همه بیاد داریم که راسیستها بعدا این امر دینی عده ای از روحانیت را مستمسک قرارداده با برچسب شاه پرستی به ملتمان چه توهینها و تحقیرهایی که نکردند. در حالیکه شاه را نه ملت اقلیت ما بلکه خود فارسها بودند که آریامهر و خدایگان کرده بودند و ما در آن دوره نیز تحت تبعیض و ستم بودیم و قطعاّ نمیتوانستیم شاه پرست باشیم.  فردا اگر همین رژیم "اسلامی" نیز به سرنوشت رژیمهای شاه یا صدام حسین دچار گردد، نژادپرستان با علم کردن تصویرهای معصومتان با لباسهای ترکمنی آنرا وسیله چه تحقیرها، توهینها و سرکوبهایی خواهند کرد؟ خدا میداند. لذا بهوش باشیم ای عزیزان!  

ما جوانان آرمانگرا و معصوم دیروز نیز در آستانه و پس از انقلاب بر اثر ناآگاهی و کم تجربگی، با دنباله روی از جریانهای به ظاهر چپ و دمکرات ( متأسفانه خیلی دیر فهمیدیم که آنان جریانی جز بازوی چپ راسیسم فارس نبوده اند) به دام توطئه هایی  پیش ساخته افتادیم که به بهای سنگینی برای ملت مظلوممان تمام شد. یعنی نژادپرستان توانستند بهانه ای مناسب برای ادامه هرچه وقیحتر گنوسیت ملی دوران شاه درست کنند. بهوش باشیم اشتباهات دردناک تکرار نشود. یاد بگیریم تا مستقل و در جهت منافع ملی خودمان بیندیشیم و حرکت کنیم. وارد بازیهایی نشویم که از کم و کیف آن و صحنه های پشت پرده خبر نداریم. معصومانه قربانی توطئه هایی نشویم که ربطی به ما ندارد.

 

برادران جوان! منافع ملی ما و دیگر ملتهای دربند ایران نه در قوی شدن حکومت نژادپرست تهران بلکه برعکس در تضعیف آن میباشد. عزای ملتهای تحت ستم غیرفارس ایران از روز تمرکز و تقویت تهران بدست استعمارگران آغاز گردیده و برعکس در هر مقطع تاریخی که از قدرت و توان سرکوبگری آن کاسته شده نفسی راحت کشیده زندگی آزاد و شرافتمندانه ای را آغاز کرده اند.  بیائید به گذشته قدری دورتر ایران نظری بیفکنیم!

امروزه بر اساس اسناد فراوانی که منتشر گردیده همه میدانند که رضاخان عامل، دست پرورده و به حکومت نشانده شده توسط استعمارگران آندوره بوده است. وی بوسیله سلاحهای مدرن دریافتی از اربابانش جنبشهای آزادیخواهانه و ملی-دمکراتیک ملتهای عرب، آذربایجان، بلوچ، کرد و در نهایت جنبش آزادیخواهانه و ملی- دمکراتیک ملت ترکمن در ترکمنصحرا را (1304شمسی) به خاک و خون کشید. و بدین ترتیب شرایط استثمار و غارت یکپارچه ایران توسط بیگانگان از طریق تهران تقویت شده و حاکم مطلق را فراهم کرد. او در قبال این خدمت به اربابانش به دریافت عنوان "رضا شاه کبیر" مفتخر گشت!.

با ضعیف شدن حکومت تهران و کاهش توان سرکوبگری آن در نتیجه و تأثیر جنگ دوم جهانی، ملتهای تحت ستم نفس راحتی کشیده جنبشهای رهایی بخش و آزادیخواهانه خودرا از سر گرفتند که برجسته ترین نمونه آن جنبش رهایی بخش آذربایجان به رهبری داهیانه فرزند برومند ملت آذربایجان سید جعفر پیشه وری و تشکیل حکومت ملی آذربایجان بود که متأسفانه حیات پرغرور آن فقط یکسال دوام آورد وسپس فدای توطئه های استعمارگران و معاملات بین المللی گردید. در عرض این یکسال آزادی ملی، برادران آدربایجانی مان با شور و شوق زایدالوصفی در همه عرصه ها به پیشرفتهای غرورآفرینی نائل گردیدند که تحت سلطه حکومت تهران هرگز ممکن نبوده و نخواهد بود. احیاء فرهنگ ملی و تحصیل به زبان مادری و ملی ترکی در آذربایجان، اصلاحات عرضی مترقی و آزادی دهقانان، تآسیس دانشگاه تبریز و...

این بار نیز این حکومت ملی و دمکرات بدست پسر رضاشاه یعنی محمدرضاشاه بوسیله سلاحهای مدرن اربابانش بخاک و خون کشیده شد وبه لقب "خدایگان شاهنشاه آریامهر" مفتخر گردید.

ملت ما نیز با استفاده از کاهش توان سرکوبگری حکومت تهران در این مقطع و سپس در سال 1332 درجریان جنبش دکتر مصدق بر علیه شاه نفس راحتتری کشید و شروع به بازپس گیری زمینهای آباء و اجدادی خود ازدست غاصبین بیگانه و تجاوزگر نمود.

 

 

 

 

اینکه ما حکومت فعلی را "اسلامی" در داخل گیومه یعنی " به اصطلاح اسلامی" مینامیم بخاطر آنست که اسلام را به راسیسم فارس آلودند و راه  آریامهرها را با شدت بیشتری ادامه دادند. مثلا درجنگ  تجاوزکارانه ارمنستان با پشتیبانی روسیه بر علیه آذربایجان مسلمان شیعه با تمام امکانات خودشان از داشناکهای جنایتکار ارمنی پشتیبانی کرده برادران شیعه خودرا قربانی کردند. در حالیکه  جهاد در دین اسلام بر عکس آن فرمان میدهد!!!. بهترین دوستی ها را با چین و شوروی کمونیست و بدترین دشمنیها را با همسایگان مسلمان خودکردند!. امروز در ایران زبانهای غیر فارسی ممنوع و آموختن آن بدترین جرم میباشد، در حالیکه کتابهای درسی تاجیکستان با بودجه مردم بد بخت ایران بطور رایگان در ایران چاپ می شود!. این اعمال را با کدامیک از آیات قرآن کریم و یا اصول دین و مذاهب شیعه و سنی می توان توجیه کرد؟

 

 

 

با افول ستاره اقبال خدایگان شاهنشاه آریامهر ( و به تعبیری عاری از مهر) و مورد بیمهری قرارگرفتن از سوی اربابانش باردیگر نظام وابسته بهم خورد و قدرت سرکوبگری تهران تضعیف گردید. همراه با آن نیز بهار آزادی ملتهای تحت ستم آغاز گشت. بار دیگر حرکتهای آزادیخواهانه از چنگال راسیسم ضد انسانی فارس در کردستان، ترکمن صحرا، الاهواز(عربستان یا خوزستان)، بلوچستان و دیرتر در آذربایجان به رهبری روحانی دمکرات آیت الله شریعتمداری آغاز گردید.

در ترکمن صحرا نیز علیرغم همه اشتباهات که نتیجه عدم تجربه، عدم آمادگی قبلی و فقدان تشکیلات مستقل ملی بود، توده های مردم ترکمن زیر شعار تاریخی خود: " اوقو گره ک، حاط گره ک – تورکمنچه مکتب گره ک. الدن گیدن یرلری، قایتاریب آلماق گره ک". حرکات متحد و پرشوری را آغاز کردند: آموزشهای داوطلبانه زبان ملی ترکمنی، احیاء فرهنگ ملی و جلسات پرشور شعرخوانی، خلق موسیقی های ملی جدید، بازپس گیری زمینهای آباء و اجدادی از دست غاصبان تجاوزگر و جنایتکار و کشت به شیوه مترقی شورایی، تشکلهای صنفی و...

که متأسفانه به علت ضعفها و کاستیهای فوق الذکر این جنبش مترقی نیز فدای توطئه های مشترک و پشت پرده حاکمیت "اسلامی" و جریانهای به ظاهر چپ و دموکرات شد که متأسفانه دیرتر معلوم گشت که در حقیقت چیزی جز بازوهای چپ و راست راسیسم (نژادپرستی) نوکرصفت فارس نبوده و نمی باشند.

 

 جوانان عزیز، جگرگوشه گان ملت ستمدیده مان!

واقعیات فوق را پدران و مادران و سالمندان دلسوز ترکمن نیز بخوبی میدانند. بجای آلت دست هر کس و ناکس شدن به نصایح آنان گوش فرادهید. نگذارید اشتباهات فاجعه بار گذشته تکرار گردد. از هرگونه افراط و تفریط خودداری کرده، کاملاّ هوشیارانه و در حد ظرفیت ملت کم جمعیتمان حرکت کنید.

 

خطاب به گردانندگان بیگانه پرست اینگونه صحنه های توطئه آمیز!

در این روزها ما 125 مین سالگرد شهدای جنگ تدافعی ملت قهرمان ترکمن در قلعه مشهور "گؤک دپه" و نیزشهر باستانی " داش اوغوز" بر علیه اشغالگران روسیه تزاری را گرامی میداریم. هرچند این جنگ نابرابر اما اجتناب ناپذیر نتایج فاجعه باری نیز برجای نهاد، اما ملت ما آنچنان قهرمانیهای از خود نشان داد که در تمام دنیای آنروز پیچید که ترکمنستان صاحبان ومدافعین پر غرور و خلل ناپذیری دارد، و نسلهای بعدی پیوسته یاد آنروزهارا با غرور در سینه حفظ کردند و نسل امروز به چنان نیاکانی که با چنگ و دندان از سرزمین مقدس و شرف ملی خود دفاع کرده اند برخود می بالند. در جمهوری مستقل ترکمنستان به همه شهدای آنروز عنوان " قهرمان ملی " داده شد.

در آن مقطع تاریخی نیز بودند انگشت شماری که در قبال دریافت پول و مقام راه خیانت به ملت خود را درپیش گرفته به صف دشمنان پیوستند که امروزه نامشان با نفرت یاد می شود. کسانیکه می کوشند امروز نسل جوان مارا وجه المصالحه و فدای امیال کثیف خود نمایند باید بدانند که ملت و تاریخ ما قضاوتی بسیار بیرحمانه و نابود کننده ای خواهد کرد.

درست است که امروز ملت فقرزده ما دستگاههای اطلاعاتی و سری ندارد. اما تا آن اندازه زیرک و هوشیار است که خادم وخائن را بدرستی و سرعت تشخیص داده پرونده های نوشته و نانوشته آنانرا به نسلهای بعدی منتقل می کند. هیچیک از خودفروشان چه در داخل و چه در خارج از دید تیز ملت ما پنهان نیستند. ازراه نادرست برگردید و به آغوش فقیر اما گرم و پرمهر ملتمان برگردید! برای خود نام ننگین و برای آیندگانتان شرمساری و سرافکندگی برجای نگذارید! 

 

 

turkmenlik

 

27.12.2005