یورش وحشیانه
عوامل حاکمیت راسیستی ایران به ملت ترکمن ره به کجا خواهد
برد؟
خبر یورش وحشیانه
اشغالگران فارس به روستای "اوقلی"* که در اعماق سرزمین ترکمن قرار دارد،
در مطبوعات و رسانه های ترکمن در داخل و خارج از ایران انعکاس بجا و
گسترده ای یافته است. مقاومت ساکنین قهرمان این روستا در
مقابل راسیستهای مهاجم و اشغالگر رسانه ها و مطبوعات داخل وخارج را نیزمتوجه خود نموده است .
اشغال نظامی روستا در
چارچوب اقدامات نژادپرستانه ودر تکمیل سیاست جابجاییهای
اجباری قومی با هدف تصاحب سرزمین ترکمن صورت میگیرد.
آیا اینهمه
حساسیت بجا و درست نمایندگان ترکمن در داخل و خارج ایران صرفا
برای 50-40 هکتار مرتع روستای
اوقلی میباشد و یا آنرا نشانه و زنگ خطری برای
تحقق سیاستهای استعماری ـ نژادی جهت نابودی ملت
ترکمن و پاکسازی قومی از طریق اشغال سرزمین آنان ارزیابی
باید کرد؟ این نگرانی و حساسیت بغایت بجا و صحیح
است.
ادامه سیاستهای
اشغالگرانه میتواند سرنوشت، زبانی، سرزمینی، تاریخی
وفرهنگی ملت ترکمن را به نفع رژیم راسیستی حاکم تغییر
دهد. وظیفه هر انسان آزاده ایست که در مقابل اعمال چنین سیاستهای
فاشیستی ایستاده وصدای مظلومانه ملت ترکمن را به گوش جهانیان
برساند. چرا که اعمال چنین سیاستهایی علیه خلقهای
ساکن در ایران به پروژه های یومیه و در دستور روزشونییستهای
حاکم تبدیل شده است.
حادثه شرم آور اوقلی
نه اولین است، که صدها نمونه شومتر پیشین دارد. و نه آخرین
آن خواهد بود اگر زمینی در دست ترکمن باقی مانده باشد.
هرچند توضیح واضحات
است اما مختصراّ اشاره به حقایق تاریخی را نیز در اینجا
و در هر موردی لازم میدانیم تا سند رسوایی
نژادپرستان حتی یک آن به فراموشی سپرده نشود.
بنا به اسناد تاریحی
در سال 1304(1925) که رضاخان مزدور و سرسپرده اجنبی با کمک اربابان خود
ترکمن صحرا را به اشغال نظامی در آورد،در سراسر ترکمنصحرا نه تنها یک
خانواده فارس زندگی نمیکرد بلکه تعداد متکلمین به زبان فارسی
از تعداد انگشتان دست تجاوز نمیکرد. اکنون پس از گذشت 80 سال سیاست
استعماری بحش بزرگی از سرزمین ترکمنصحرا به اشغال غیرترکمنها(زابلی
هاو...) درآمده و زبان غنی ترکمنی مورد هجوم سیستماتیک و
ویرانگر زبان قاتل حاکم قرار گرفته است .
در ترکمنصحرا از سال
1304 جهت محو موجودیت مادی ـ
معنوی ملت ترکمن نقشه های شومی ازطرف حکومت مرکزی و با
کمک بیگانگان با صرف بودجه های نجومی و بدون وقفه به اجرا در
آمد ..
در طول 53 سال یعنی
از سال 1304 تا 1357 هشتاد درصد (80%) کل اراضی مزروعی ملت ترکمن از
سوی اشغالگران اعم از درباریان پهلوی، سران ارتش و ساواک به
سرپرستی اسدالله علم وزیر دربار غصب و تدریجا در اختیار
زابلیهایی قرار گرفت که در راستای سیساست استعماری
فوق الذکر از سیستان کوچانده و به جبر و زور در ترکمنصحرای زرخیز
اسکان داده شده بودند. (برای اطلاعات مفصل و مستند رجوع شود به" مسئله
ارضی در صحرای ترکمن" دکتر منصور گرگانی، تهران 1358).
جمهوری اسلامی
که از نظر مضمون وعملکرد سیاسی تفاوتی با رژیم پهلوی
نداشته و اکنون نماینده راسیسم ملی- مذهبی فارس میباشد،
با بهره گیری از تاکتیکها و تکنولوژیهای هرچه پیچیده تر و با ابعادی هرچه
فراتر و به شیوه ی وحشیانه تری راه و روش ستمفارسی
را در عرصه ملی در ترکمنصحرا پیش
میبرد. آنچنانکه شاید نتوان در هیچ جای دیگر دنیا
حتی در مستعمرات فلاکت زده سابق فرانسه در افریقا همچون "
چاد" نیز نظیر آنرا مشاهده کرد. در اینجا فرصت پرداخت
مفصلتر در این زمینه نیست تنها در رابطه با مسئله ادامه غصب
اراضی ترکمنها و دشمنی وضدیت با طبیعت زیبای ترکمنصحرا به سرفصلهای زیر اشاره میکنیم:
ا: کوچاندن زابلیها
از سیستان و اسکان آنان در سرزمین ترکمن در ابعاد گسترده و حمایت
مادی و معنوی از مهاجرین به شکل سیستماتیک ادامه مییابد.
بطوریکه این مهاجرین به انسانهای درجه اول و ترکمنها در
سرزمین خود به انسانهای درجه دوم تبدیل شدند ومیشوند. اکنون
علاوه بر تصاحب اراضی مزروعی، همه امور منطقه و سرنوشت ملت استعمارزده
ترکمن در ید قدرت مشتی مهاجر بدون داشتن حد اقل شایستگی
در مقامهای غصبیشان میباشد. این سیاست صرفاّ بخاطر
تحقیر و شکستن غرور ملی و انسانی ترکمن ها به اجرا در می
آید
.
2: جنگلهای کوهها و کوهپایه های
ترکمن صحرا نابود و چوبهای آن توسط روحانیون اسلامی فروخته میشود.
نتیجه ویرانگر آن وقوع سالانه سیلهای بنیانکن که
منجر به خانه خرابی هزاران روستایی ترکمن و کوچ و جابجایی
اجباری آنان گشته است. این پدیده درتاریخ ترکمنصحرای
سرسبز با آب وهوای معتدل ومرطوب بی سابقه بوده است.
3: با احداث و ایجاد
سدهای خاکی و بدون در نظر گرفتن حداقل موازین ابتدایی
سد سازی حرفه ای بخش اعظم اراضی غیر مزروعی ترکمن
صحرا نیز از دست صاحبان اصلی
آن (ترکمنها) خارج شد چرا که صدهای مذکور صرف آبیاری زمینهای
سابق بایری درآمد که سخاوتمندانه بین مهاجرین زابلی
تقسیم شده. بعلاوه رژیم غاصب فارس از این عمل خود سیاست دیگری
را نیز مد نظر دارد. و آن جنگ روانی گسترده ایست که در منطقه
رعب و وحشت غیر قابل تصوری را ایجاد نموده است. سازندگان این
سدهای خاکی اکنون اعتراف میکنند که سدهای مذکور از امنیت
کافی برخوردار نیستند و نمیتوانند در مقابل سوانح طبیعی
مقاومت کنند. نتیجه طبیعی شکستن سدها فرو رفتن ترکمنصحرا (5 متر) زیر آب خواهد
بود. هدف این جنگ روانی ایجاد ترس و وحشت بین ترکمنها و
وادار کردن آنان به کوچ وترک اجباری از سرزمین آبا واجدادی است
.
ما پرداختن جامعتر و
مستندتر به مسئله ملی در ابران و
ابعاد گسترده آن چون نابودی فرهنگ و زبان ترکمنی، خالی کردن
ترکمنصحرا از نیروهای کار جوان و نیروهای متخصص و تحصیلکرده
ترکمن از منطقه و پر کردن جای آنان با آوردن از مناطق غیر ترکمن، ازهم
پاشاندن طراحی شده کانونهای مقدس خانوادگی ترکمن از یک سو
با اشاعه عمدی مواد مخدر بین
جوانان ترکمن و از سوی دیگر با فراهم آوردن زمینه جهت ازدواج
اجباری دختران ترکمن با غیر ترکمنها( که جامعه ما برای حفظ هویت
و صیانت ملی خود از این امر شدیداّ احتراز می کردند
و ...) را که در حقیقت یک ژنوسیت کامل ملی میباشد،
به فرصتهای دیگر وامیگذاریم.
ملتهای در بند شوونیزم
وحشی فارس در ایران! بخوبی
میدانیم که حقایق فوق تنها زخم دل ما نبوده در عین حال
تکرار دردهای مشترک همه ما میباشد. ما بعنوان بخشی از جنبش ملی-
دمکراتیک ترکمن، برای چندمین بار از نمایندگان همه ملتهای
تحت ستم ایران دعوت می کنیم تا با استفاده از امکانات مساعدی
که بشریت متمدن و مترقی در اختیار ما نهاده است، پروتکل مشترکی
را تهیه و امضاء نموده وبطور جدی ، پیوسته و پیگیر
بکوشیم تا حل مسئله بسیار مبرم ژنوسیت وپاکسازی ملی
در ایران را در دستور کار سازمانهای بین المللی و منطقه ای
مدافعان حقوق بشر و در رأس آن سازمان ملل متحد قرار دهیم. از بشریت
متمدن و وجدانهای آگاه ومسئول مصرانه بخواهیم تا در مقابل جنایات
یومیه راسیستهای حاکم بر ایران سکوت ننمایند.چنانکه
میدانیم مسئله ستم ملی در ایران که هر روز ابعاد فاجعه
بار و گسترده ای بخود میگیرد، هرگز با حرکتهای انفرادی
و منطقه ای حل نخواهد شد. تجربه های گذشته ما ثابت کرده است که رژیم متمرکز و تا بن
دندان مسلح تهران اینگونه حرکات منطقه ای را به آسانی سرکوب
کرده و انعکاس چندانی هم در جهان پیدا نمی کند. ما باید
اذهان بشریت را متوجه سازیم که کوشش شبانه روزی تهران برای
مسلح شدن به سلاحهای کشتار جمعی نه برای تهدید کردن همسایگان
و یا دفاع در مقابل تهدید آنان بلکه به احتمال قوی برای
نابودی نهایی ملتهای غیر فارس درداخل ایران و
ابدی ساختن حاکمیت راسیستی و تجاوزگر فارس و سپس تهدید
ملتهای غیر فارس در کشورهای همسایه میباشد.
*: " اوقلی"
نام روستا و یکی از طوایف قدیمی ترکمن میباشد.
یکی از سرداران ملی ترکمن بنام " آبا سردار" از میان
این طایفه برخاسته و در قرن شانزده میلادی بین
سالهای 1562- 1550 با مرکز قراردادن استراباد(گرگان فعلی که از جمله
نامهای غصبی میباشد) بر
ترکمنصحرا حکومت کرده است.
تورکمنلیک(حرکت
ملی ـ دموکراتیک ترکمنصحرا)
05.10.2005