احمدی نژاد
در تورکمن
صحرا(
تورکمنستان
جنوبی) آب پاکی
بدست همه
متوهمین،
متوهم
کنندگان و امیدواران
ریخت، و این خیلی
طبیعی بود.
احمدی
نژاد رئیس
جمهور منتخب ایران
چهره واقعی یک
راسیست فارس
را با تمام
صراحت و روشنی
نشان داد تا
ملت تحت ستم و
فلاکت زده
تورکمن متوجه
سرنوشت محتوم
آینده اشان
باشند و در
فکر هیچگونه
"افزون طلبی"
مانند توجه
ولو اندک به
مسائل ملی شان
نباشند. بقول
معروف "دنیای
ما همینه،
بخوای نخوای اینه".
و بقول
گزارشگر
سخنرانی لطیف
ایزدی: وی
درتمام طول
سخنرانی خود
حتی یکبار نیز
کلمه تورکمن
را بکار نبرد!.
علیرغم اینکه
عده ای از
خانمهای
تورکمن با
لباس ملی و
عده ای از
مردان با
کلاههای
تورکمنی به
استقبالش
رفته بودند و یا
آور شده بودند
که دراینجا
ملتی با فرهنگ
ویژه خود زندگی
میکند(هرچند
او خود بخوبی
می داند). وحتی لباس
مقدس تورکمن "
دون" را به [هیکل
نامیمون] او
پوشانده
بودند.
زیرا برای
احمدی نژاد و
احمدی نژادهای
نوع تاجدار،
عمامه دار،
کراوات دار چه
در گذشته و چه
درزمان حال،
چه در داخل و
چه در خارج ایران،
در دنیا هیچ
کلمه ای
منفورتر از "
ترک" ، "
تورکمن"،
"عرب" ، بلوچ"...
وجود نداشته و
ندارد.
پیام
نهفته و آشکار
سخنرانی احمدی
نژاد را بنظر
من میتوان چنین
خلاصه کرد:
1- ما ملتی
بنام تورکمن
را در ایران
نمی شناسیم.
تورکمنها در
تمام طول تاریخ
بدون کوچکترین
چشمداشت و طلب
حقی جان خودرا
درراه حفظ
تمامیت ارضی ایران
و دفاع از
زندان ملی
خودشان
فداکرده اند و
بعد ازاین نیز
این ملت نجیب
و خوب و
سربراه باید
همچنان بدون
چشمداشت
وبدون طلب
ابتدایی ترین
حقوق ملی و
انسانی خود به
قربانی کردن
جوانانشان
برای حفظ این
خاک " مقدس"
ادامه دهند!
2- ملت
تورکمن در تمام
طول تاریخ با
ترک
داوطلبانه
زبان، فرهنگ
ودیگر مقدسات
دینی و ملی
خود، صادقانه
در جهت رشد و
انکشاف زبان و
فرهنگ و
اعتقادات دینی
فارسها از
جمله خدمت به
اهل بیت تشیع
تمام استعداد
و خلاقیت خود
را بکار برده
اند و این راه
افتخار آفرین
را همچنان
ادامه دهند تا
کاملا به شرف
پذیرفتن هویت
" ملت متمدن و
برتر فارس" نائل آیند!
اینک برای
اینکه تنها به
قاضی نرفته
باشیم به
جملات گهربار
ایشان از متن
سخنرانیش در
گنبد کاوس
مراجعه می کنیم:
"
خداوند را
سپاسگزاریم و
بسیار
خوشحالم از اینکه
در بین شما
مردم عزیز
حضور می یابم .
شما مردم
گنبد در ایمان
و سلحشوری و
کار و تلاش سر
آمد و الگوی
مردم استان
گلستان و بلکه
مردم ایران
هستید . خطه ی
گنبد یک خطه ی
پر رمز و راز
است . مردم این
دیار در طول
تاریخ به خصوص
در مواقع حساس
و حیاتی نقش
بسیار
ارزشمندی را
در جهت صیانت
و پاسداری از
ایران ایفا
کردند . تاریخ
برگهای زرینی
از سرنوشت ملت
ایران را در این
خطه رقم زده
است . اولین
حرکت های
استقلال
طلبانه ی ایران
و عشق به اهل بیت
در این سرزمین
اتفاق افتاده
است. میل گنبد
یکی از آثار
پر افتخار و
به جای مانده
از آن
روزگاران برای
کشورمان است . "
حضرت پریزیدنت
در اینجا همان
داستانهای
استعمارساخته
آریامهری را
تکرار میکند.
معلوم نیست از
کدام مردم و
از چه مقطع
تاریخی و از
کدام فداکاری
درراه صیانت
از ایران و
عشق اهل بیت
صحبت می کند؟.
اولا
عمر ایران با
مرزهای امروزی
از صدسال یعنی
اواخر دوره
قاجار و اسارت
بخشی از ملت
تورکمن در
چنگال حکومت
تهران نیز بنا
به اسناد تاریخی
با اشغال نظامی
تورکمن صحرا
توسط رضاخان
استعمار
پرورده درسال
1925 میلادی آغاز
میشود. بعد
ازاین دوره نیز
درهر مقطعی که
حکومت قلدر
تهران به دلایلی
تضعیف شده ملت
ما نیز همانند
دیگر ملتهای
دربند ایران
درراه رهایی
از ستم ملی
سربلند کرده
است که آخرین
نمونه آن در
مقطع ازهم پاشی
رژیم ستمشاهی
و در بهار
کوتاه آزادی
نسبی بود که
آنهم توسط رژیم
اسلامی و
همفکران لیبرال
و چپ نمایش
سرکوب شد. گویا
احمدی نژاد نیز
یکی از
پاسداران
سرکوبگر در
جنگ تورکمن
صحرا بوده
است.
قبل از
رضاشاه نیز ایران
کنونی بخشی از
ممالک محروسه
قاجار، دولت
قزلباشهای
صفوی، دولت
تورکمنهای
سلجوقی و غزنوی،
دولت دویست
ساله
مسلمانان
عرب، دولت طایفه
ساسانی به کمک
ترکهای هون،
دولت فدرال
سنتی
تورکمنهای
أرساک لار
(أرشاکلار یا
اشکانی)، دولت
یونانی سلوکیه
و دولت طایفه
نیمه افسانه ای
هخامنشی بوده
است. حافظه
تاریخ مملکتی
بنام ایران و
ملتی بنام ایرانی
نمی شناسد. و
هرجا که اسمی
از ایران به
چشم می خورد
مساوی استان
فارس امروزی
بوده است (چه
در داستانهای
تاریخ هرودوت
و چه در
افسانه های
شاهنامه
فردوسی). همه
طوایف فوق
الذکر ممالک و
سرزمینهای بسیار
وسیعی را بنام
سلسله خود حفظ
کرده اند که ایران
یا استان فارس
امروزی چیزی
جز نکته ناچیز
و بی اهمیتی
از آنها نبوده
است. امروزه
با پیشرفت علم
تاریخ، تمامی
آن افسانه های
پیرامون ایران
و نژاد آریا
که هنوز هم
ذهن احمدی
نژادها را اشغال
کرده و به ان
چسبیده اند،
ثابت و معلوم
گشته است که
با اهداف استعماری
در محافل فاشیستی
آلمان و
فرانسه ساخته
و به ایران
صادر شده بود
که پته اش روی
آب ریخته
وامروزه فاقد
کوچکترین پایه
علمی میباشد.
بنابراین
تمامی
اظهارات فوق
کلا بی اساس و
لاطائلات میباشد.
نیاکان
ما در طول تاریخ
برای دفاع از
سرزمین
باستانی و هویت
خود در مقابل
همه
اشغالگران و
متجاوزین بیگانه
از کورش
هخامنشی و
اسکندر مقدونی
تا چنگیز و
رضاخان قلدر
مقاومت کرده
است. از جمله و
بویژه در
مقابل
تجاوزگران
اعراب مسلمان
به رهبری قطیبه
ابن مسلم، نیاکان
ما تحت رهبری
سردار مشهور
خود چول خان
(السولی در
منابع عرب) تا
آخرین قطره
خونشان
مقاومت کرده
اند. جنایات این
تجاوزگران
چنان هولناک
بوده است که
قطیبه ابن
مسلم از ترس
خونی که خود
جاری کرده
بود، چند رکعت
نماز خوف بجا
می آورد. امام
زاده ای که در
غرب شهر گنبد
با پاسپورت
حضرت یحی ابن
زید ابن زین
العابدین ابن
حسین ابن علی
خوابیده است،
گویا یکی از
جنگجویان این
قشون متجاوز
بوده و در جنگ
کشته می شود.
البته دوست
تورکمن افغانی
میگفت که
امامزاده ای نیز
با همین
پاسپورت در
شمال
افغانستان
امروزی غنوده
است. بهر حال
در مقطع گسترش
اسلام نیز بجای
عشق متقابل بین
اهل بیت و نیاکان
تورکمنها و
بقول احمدی
نژاد " گنبدی
ها" جز خون و
شمشیر حاکم
نبوده است.
برج
قابوس نیز به
دوران حاکمیت
اعراب بر
تورکمن صحرا
مربوط بوده و
ربطی به ایران
(استان فارس)
ندارد.
همانگونه که می
بینیم نوشته
های دورادور
آن نیز به خط
کوفی و زبان
عربی میباشد.
سبک معماری آن
نیز ملهم از
معماری
ترکستان بوده
و اینگونه
گنبدها نیز در
فرهنگ معماری
به سبک سلجوقی
معروف است که
از آلاجیق
تورکمنی
اقتباس شده
است.
فرمایشات
حضرت پرزیدنت
چنین ادامه می
یابد:
" مردم
گنبد همیشه
مومن ، زحمتکش
و مصمم برای
حمایت از استقلال
و عزت ایران
بوده اند . در
دوران انقلاب
و دفاع مقدس هزاران
شهید و جانباز
و اسیر داده
اند که هر
کدام همچون
ستاره ای
درخشان در
آسمان ایران می
درخشند
مردم اینجا در
فرهنگ ، علم و
تلاش و فعالیت
شهرهء خاص و
عام هستند . من
به دختران و
پسران و
جوانان با
استعداد این دیار
سلامم را تقدیم
می کنم . به
سوارکاران
گنبد کاووس که
جزو افتخارات
ایران عزیز
هستند سلام می
گویم.
گلستان حقیقتا
یک گلستان است
. از غرب تا شرق
از جنوب تا
شمال این
استان مردمی
با ویژگی ها و
خصلت ها و فرهنگ
های معطری
هستند که این
استان را به
گنجینه ای از
انسان های پاک
و متدیّن تبدیل
کرده است..."
هرکسی می
داند که سخنان
فوق نوع اسلامی
پوشیده فرمایشات
برادربزرگ
احمدی نژاد یعنی
شاهنشاه آریامهر
میباشد که می
گفت: " شما
تورکمنها عشایر
غیور و
مرزداران شاه
دوست و
وطنپرست ایران
می باشید که پیوسته
خطه پاک آریایی
را از
تجاوزگران بیگانه
حفظ و صیانت
کرده اید...".
اما حضرت پرزیدنت!
آیا میدانید
آن مردم آرام
و متفکری که
مجبور به تحمل
این توهینهای
شما میباشند،
در دل پردرشان
چه می گویند؟
می گویند: "...
خودتی دیگر
زمان گوشت دم
توپ شدن برای
پاسداری از
زندان سپری
شده است".
البته شما میتوانید
جوانان معصوم
تورکمن را برای
گوشت دم توپ
شدن به زور به
جبهه جنگ ببرید،
اما او دیگر
سربازی نیست
که برای حفظ
کشوری که
گورستان
زبان، فرهنگ و
هویت ملتش میباشد
با افتخار
بجنگد. بلکه
به احتمال قوی
خودرا در موضع
برده ای احساس
خواهد کرد که
پیوسته در پی
فرصت وفکر
فرار و رهایی
از چنگال
صاحبان
ستمکار خود میباشد
.
آری، درست
است ملت ما
واقعا هم
فرهنگی زیبا،
غنی و انسانی
داشت
همانگونه که می
فرمائید. اما
از سایه شر
حکومتهای
نژادپرست و ضد
فرهنگ شماها
امروزه
برخلاف فرمایشات
مکارانه تان،
از سرتاسر
تورکمن صحرا
بوهای مشمئز
کننده و چندش
آور تریاک و
هروئین می آید
و مناظر شرم
آور فقر و
فحشا و
انحرافات
وحشتناک
فرهنگی و
اخلاقی به چشم
می خورد و شما
نیز این چیزها
را بیش ازهرکسی
می دانید. چون
محصول هنر
حکومتگری
شماهاست که
مدعی هستید 2500
سال سابقه و
تجربه غنی دراین
عرصه دارید.
(حضرت
پرزیدنت در این
بین به فکر
خوش مزه گی و
در عین حال
تمسخر شوخی آمیز
می افتد که
صحبتهایش زیاد
خسته کننده
نباشد و می
فرماید:
" نماینده
محترم
شهرستان
گفتند مردم
گنبد می
خواهند صدای
سوت قطار را
در شهرستان بشنوند
من هم می گویم
انشاالله چند
دستگاه سوت
قراراست در
گنبد نصب کنند
تا صدای سوت
قطار شنیده
شود ( صدای
خنده حاضران )..."
من از یکی
از کسانی که می
خندیدند پرسیدم:
واقعا ما با
شنیدن این
سخنرانی باید
بخندیم یا بگرییم؟
وی گفت: این
خنده ها را میتوان
به چند نوع تقسیم
کرد. عده ای باید
بخندند
(المأمور
والمعذور)،
عده ای از
خوشحالی می
خندند چون امتیازات
بادآورده
اشغالگرانه
شان با وجود
چنین حاکمیتی
تضمین می شود
و تداوم مییابد.
عده ای به ریش
گوینده چنین
مطالب سفسطه
آمیز می
خندند. عده ای
نمیدانند برای
چه می خندند،
می خندند چون
دیگران می
خندند. عده ای
نیز تلخ می
خندند و بقول
شاعر: خنده
تلخ من از گریه
غم انگیزتراست،
کارم از گریه
بگذشتست ازآن
می خندم.
احمدی
نژاد سپس هدف
اصلی خود از
مسافرتش را که
قبلا نیز قابل
پیش بینی بود
اعلام میکند:
" برخی
از کشور ها
فکر می کنند
که دنیا ، دنیای
قرن نوزدهم
است و معادلات
جهانی را فقط
با تهدید و
ارعاب و زور
حل کنند در
صورتی که
دوران زور و
تهدید و ارعاب
به پایان رسیده
است . آنها
مخالف پیشرقت
ایران هستند
آن ها فکر می
کنند که انرژی
هسته ای را
فقط بخشی از
ملت ایران
موافقت می
کنند در حالیکه
من به آنها می
گویم حمایت
مردم گنبد را
از انرژی هسته
ای به نمایندگی
از همه مردم ایران
که با فریاد
اعلام می کنند
( شعار مردم :
انرژی هسته ای
حق مسلم ماست )
آنها باید
بدانند ما نه
به کسی ظلم می
کنیم و نه زیر
بار ظلم می رویم
."
در اینجا
نخست باید بجای
"شعار مردم"
باید نوشت: "
شعار غاصبین و
اشغالگران
تورکمن صحرا،
دورقاب چینان،
مزدوران و برخی
ناآگاهان
تورکمن". زیرا
در دنیا هیچ
مردمی و بویژه
مردم اسیر
تورکمن از
مسلح شدن یک
رژیم دیکتاتور
و نژادپرست که
درزیر اتهام
حمایت تروریزم
بین المللی نیز
می باشد را
حمایت نخواهد
کرد. همه بخوبی
می دانند که
مسلح شدن رژیم
تهران به سلاح
هسته ای برای
ایران و منطقه
تا چه درجه ای
خطرناک و ای
بسا فاجعه بار
خواهد بود.
ازجمله به
مفهوم کامل
شدن گنوسیت ملی
ملتهای غیر
فارس در داخل
مرزهای سیاسی
ایران و سپس
تجاوز غیر
مستقیم و مستقیم
به کشورهای همسایه
...
حضرت پرزیدنت!
اگر در جهان
دوران زور و
ارعاب پایان یافته
است، باید
ازشما پرسید:
طی 26 سال حاکمیت
به شیوه قرون
وسطایی و
ارتجایی تان
جز قتل و
ارعاب،
سنگسار، حلق
آویز کردن،
زندان و شکنجه
انسانها چه
حربه ای داشتید؟
واقعا شرم نمی
کنید که در
برابر ملت زجرکشیده
و به فلاکت
گرفتار آمده
از دست شماها
می گوئید: "ما
نه به کسی ظلم
می کنیم و نه زیر
بار ظلم می رویم"!!!
خواهران و
برادران عزیز!
همانگونه
که همه روزه و
هر روز بیشتر
شاهدیم که آخرین
میخهای تابوت
ملت نجیب
تورکمن دارد
کوبیده می
شود. البته
عده ای از جوانان
آگاه و
شرافتمندمان
در چاچوب
امکانات و در
عرصه های
مختلف می
کوشند تا در
جهت حفظ زبان
و فرهنگ ملی
مان و بالا
بردن سطح
شعورملی
کارهایی
بکنند. اما
فشار آنچنان
سنگین و بی
رحم است که این
کوششها نیز
گاهی چیزی در
حد مشت بر
سندان کوبیدن
به نظر می رسد.
اکثریت بچه هایمان
با یکدیگر خیلی
راحت به فارسی
صحبت می کنند
و آنرا بر
زبان مادریشان
ترجیح می
دهند! مگر اینکه
مهمانی از
تورکمنهای
اوروپانشین
برسد که فارسی
بلد نباشد،
آنوقت مجبور می
شوند با یکدیگر
به تورکمنی نیم
پز صحبت کنند
که باز خوب
است. ملت
تورکمن یعنی
زبان تورکمنی.
اگر زبان از بین
برود ما از بین
رفته ایم و
حاکمیت فارس ایران
نیز عزم را جزم
کرده تا
زبانهای غیر
فارسی بویژه
تورکی را با
تمام امکانات
نابود کند. اخیرا
نشریه صحرا
خبر هشدار
دهنده ای را
از قول مراجع
بین المللی (یونسکو)
با تیتر درشت
نوشت: "دردنیا
هر دو هفته یک
زبان می میرد!؟" ...
چه باید
کرد؟
در داخل ایران
هرچند ملت ما
آگاه است اما
فشار پیدا و
ناپیدا خارج
از تصور انسانی
است. لذا کاری
بیشتر از آنچه
که جوانان
آگاه و متعهد
ما در چاچوب
امکانات
موجود و
فرصتهای
مساعد انجام می
دهند فعلا
امکان پذیر نیست
و مجبوریم خشم
خودرا
فروخورده چون
باروتی مظروف
و بسته بمانیم
و بقول شاعر:
"اگر دوران به
نامردان
بمونه، بمونم
تا دگر دوران
بگرده".
ما از کسانیکه
به خارج از
زندان ایران
مهاجرت کرده و
در کشورهای
آزاد و خوشبخت
جهان سکونت
اختیار کرده
اند انتظار
داشتیم
همانند مهاجرین
دیگر ملتها،
اوضاع
دهشتناک
ملتشان را در
پیشگاه افکار
عمومی جهان
افشا کنند و
وجدان عمومی
بشریت متمدن
را درجهت حمایت
از مظلومیت ما
و در محکومیت
و تحت فشار
قراردادن
نژادپرستان
تهران به کار
بگیرند. بویژه
که آنان خود
از مدعیان
دفاع از حقوق
ملتشان بودند
و مسئولیت
حوادث بزرگی نیز
برگردنشان میباشد
و دولتهای میزبان
نیز بهمین جهت
آنان را پذیرفتند
و زیر چتر حمایت
خودشان
گرفتند. ما
همچنان از
آنان چنین
انتظاری را
داریم. البته
اخیرا کارهای
مثبتی نیز دراین
عرصه با
استفاده از
امکانات
انترنتی شروع
شده که برای
داخل نیز بسیار
خوشحال کننده
و نیروبخش
بود. امیدواریم
هرچه بیشتر
ادامه یابد و
مورد حمایت
قرار گیرد.
متأسفانه
بنظر می رسد
که عده ای از
خارج نشینان
همه چیز را
فراموش کرده و
لذت زندگی
آزاد، مدرن و
مرفه در خارج
از تب و
تابشان انداخته
است. عده ای نیز
مجبورند
درچارچوبی
حرکت کنند که
خودشان و یا
زن و بچه هایشان
بتوانند از دو
سد س.ج. به
سلامت
عبورکنند و برگردند،
یعنی یکی س. ج.
در تهران و
مهمتر ازآن
س.ج. و کنترلهای
مداوم و سخت
توسط زابلیهای
حاکم بر
تورکمن صحرا!.
البته این ایلدشها
نیز آزادند هم
سعادت زندگی
در اروپارا
داشته باشند و
هم از درد و
رنج غربت رها
شوند.
بنظر من در
این شرایط، ما
حد اقل باید
خودمان را در
داخل و خارج
طوری آماده کنیم
و آماده
نگهداریم که
اگر شرایطی
همچون یوگوسلاوی،
عراق و
افغانستان پیش
بیاید بتوانیم
از این فرصتهای
طلایی حد اکثر
استفاده را در
جهت رهایی ملی
خودمان
استفاده کنیم.
برای این
منظور در داخل
به شکل زیرزمینی
و در خارج
بطور قانونی
و آزاد و یا نیمه
آزاد تشکلهای
ملی خودمان را
بوجود آوریم.
و مانند گذشته
در هر فرصت
طلایی دنبال
تشکلهای به
اصطلاح سراسری
و در حقیقت
تشکلهای
نژادپرستان
آگاه فارس از
قماش حزب
توده، فدائیان
رنگارنگ،
سلطنت طلبان،
لیبرالها،
جمهوری
خواهان
رنگارنگ وغیره
نیفتیم. انشاء
الله
برادر
دردمندتان:
آنناگلدی
گوکلان
عین گزارش
سخنرانی درزیر
می آید، لطفا
به دقت و تعمق
بخوانید و
خودتان قضاوت
کنید.
دکتر
احمدی نژاد در
جمع صمیمی و
با فرهنگ گنبد
سخنان مهمی را
اظهار داشت که
بنا به حساسیت
آن مبسوط
سخنان در پی می
آید :
خداوند را
سپاسگزاریم و
بسیار
خوشحالم از اینکه
در بین شما
مردم عزیز
حضور می یابم .
شما مردم گنبد
در ایمان و
سلحشوری و کار
و تلاش سر آمد
و الگوی مردم
استان گلستان
و بلکه مردم ایران
هستید . خطه ی
گنبد یک خطه ی
پر رمز و راز
است . مرم این دیار
در طول تاریخ
به خصوص در
مواقع حساس و
حیاتی نقش بسیار
ارزشمندی را
در جهت صیانت
و پاسداری از
ایران ایفا
کردند . تاریخ
برگهای زرینی
از سرنوشت ملت
ایران را در این
خطه رقم زده
است . اولین
حرکت های
استقلال
طلبانه ی ایران
و عشق به اهل بیت
در این سرزمین
اتفاق افتاده
است . میل گنبد یکی
از آثار پر
افتخار و به
جای مانده از
آن روزگاران
برای کشورمان
است .
مردم گنبد همیشه
مومن ، زحمتکش
و مصمم برای
حمایت از
استقلال و عزت
ایران بوده
اند . در دوران
انقلاب و دفاع
مقدس هزاران
شهید و جانباز
و اسیر داده
اند که هر
کدام همچون
ستاره ای
درخشان در
آسمان ایران می
درخشند
مردم اینجا در
فرهنگ ، علم و
تلاش و فعالیت
شهرهء خاص و
عام هستند . من
به دختران و
پسران و
جوانان با
استعداد این دیار
سلامم را تقدیم
می کنم . به
سوارکاران
گنبد کاووس که
جزو افتخارات
ایران عزیز
هستند سلام می
گویم.
گلستان حقیقتا
یک گلستان است
. از غرب تا شرق
از جنوب تا
شمال این
استان مردمی
با ویژگی ها و
خصلت ها و
فرهنگ های
معطری هستند
که این استان
را به گنجینه
ای از انسان
های پاک و متدیّن
تبدیل کرده
است . خدا را
شاکریم که گنجینه
گنبد را برای
ایران قرار
داد . گنجینه ای
که می تواند
به لحاظ فرهنگی
، تاریخی و
کشاورزی پیشوانه
ایران عزیز
است . مردم خوب
گنبد ، امروز
ما ماموریت
داریم که ایران
عزیز را بسازیم
. گنبد عزیز را
بسازیم . ما باید
در سرزمین
پهناور ایران یک
جامعه پیشرفته
، آباد و
مقتدر و نمونه
اسلامی بر پا
کنیم . خداوند
بهترین موقعیت
جغرافیای و از
آن بالاتر ،
بهترین مردم
را در این
استان گرد هم
آورده است . ما
بهترین
جوانان را در
استان گلستان
و گنبد داریم
باید از همه
استعداد ها به
نحو مطلوب
استفاده کنیم
.برای ساختن
کشور چند عامل
نقش بسیار مهمی
دارد : اول
وحدت و همدلی
و مهر ورزی می
باشد . ما همدیگر
را دوست داشته
باشیم و عشق
به همدیگر پایه
ی حرکت است .
اگر مردم به
هم عشق نداشته
باشند در آن
محیط نابسامانی
رشد خواهد کرد
. من خوشحالم و
با افتخار
اعلام می کنم
که مردم گنبد
نمونه ی والای
وحدت و مهرورزی
و عشق و علاقه
برای همه ملت
ایران می
باشند . عامل
دوم کار و
تلاش است . ما
امروز باید با
مجاهدت بی نظیر
کشور مان را
بسازیم امروز
ایران عزیز نیازمند
تلاش و فکر پویا
و همت های
بلند شما مردم
است . من می
توانم در اینجا
اعلام کنم
مردم عزیز
گنبد الگوی
تلاش هستند .
عامل سوم بهره
مندی مناسب از
طبیعت است
استفاده
مناسب از زمین
، آب ، جنگل و
منابع باعث پایداری
کشورمی شود ،
سیل های مخرب
حاصل
استفادهء نا
صحیح از طبیعت
است .
دولت مصمم
است در جهت
استفادهء صحیح
از جنگل و
مرتع و زمین
حرکت بکند .
شما هم باید
خودتان
پاسدار منابع
طبیعی باشید .
عامل دیگر
عدالت است .
عدالت پایهء
ساختن کشور
است . محور
برپایی جامعه
مقتدر و نمونه
عدالت است .
عدالت یعنی
همه کشور با
هم ساخته شود .
عدالت یعنی
همه امکانات
کشور به طور
عادلانه و
مساوی در اختیار
همگان قرار گیرد
.عدالت یعنی
همهء فرصتها
برای همهء
مردم بطور
عادلانه صورت
پذیرد . عدالت یعنی
جوانان گنبدی
به اندازه
جوانان تهرانی
و اصفهانی
امکانات لازم
برای پیشرقت و
بروز خلاقیت
ها و توانمندی
های خودشان را
داشته باشند .
عدالت یعنی
امکانات دولت
، خزانه های
دولت به طور
عادلانه برای
همه بخش ها و
اقشار توزیع
شود . اینکه
دولت
خدمتگزار به
صورت مستقیم
در این جا
حضور یافته
است بر اساس
عدالت محوری
است .
تمامی
امکانات و
دستگاه ها و
ادارات و وسایل
آنها متعلق به
مردم است . اگر
خدای نکرده در
ادارات شهر مدیری
یا مسئولی پیدا
شود که در
خدمت مردم
نباشد و از بیت
المال
سوءاستفاده
کند بدانید آن
فرد متعلق به
این دولت نیست
.عدالت یعنی
دولت در عزل و
نصب بهترین ها
را انتخاب کند
. ما در حد تشخیص
خودمان عده ای
را مامور می
کنیم و برای
خدمت صادقانه
و شبانه روزی
به مردم به
آنها مسئولیت
می دهیم . من از
همه شما می
خواهم که تضمین
سلامت و درست
کارکردن و
عملکرد سیتم
های اداری را
مورد نظارت
قرار دهید . تک
تک شما نماینده
ی رئیس جمهور
برای نظارت در
عملکرد
دستگاه ها و
نهاد ها و
ادارات هستید
اگر تخلّفی دیدید
تذکر دهید و
اگر توجه نکرد
به آقای
استاندار
اطلاع دهید و
اگر استاندار
هم بی توجهی
کرد به دفتر
احمدی نژاد در
تهران زنگ بزنید
. بنده به
عنوان نماینده
شما در دولت
خود را موظف می
دانم که از
حقوقتان
پاسداری کنم .
بدانید اگر
مسئولی ذره ای
از خدمت به
مردم کوتاهی
کند احمدی
نژاد به محض
اطلاع دست او
را از بیت
المال قطع
خواهد کرد .
بنده به عنوان
رئیس جمهور
خود را مستخدم
و خادم ملت می
دانم . این قلم
، این ماشین ،
این اداره این
امکانات در
اختیار ما
قرار داده شده
است تا به
مردم خدمت کنیم
. من امیدوارم
که مردم استان
گلستان در مهر
ورزی و محبت و
تلاش که الگوی
مردم ایران
هستند با
نظارت عمومی
بر دستگاههای
اداری و بر
عملکرد نهاد
ها و ارگانها
انشاءالله به الگوی
پیشرفت و
سلامت برای
همه ملت ایران
تبدیل شوند .
حالا در این
بخش از سخنانم
به کار هایی
که باید در
گنبد انجام
شود اشاره می
کنم . از مدت ها
قبل در تهران
جلسات
کارشناسی و
بررسی مشکلات
تشکیل شده است
استان گلستان
قطب بی بدیل
کشاورزی کشور
ماست . توجه به
کشاورزی در
صدر برنامه های
دولت قرار
دارد . ارتقای
سطح مجتمع عالی
گنبد و تقویت
آموزش عالی
گنبد یکی از
برنامه ها است
. احداث مجتمع
فرهنگی و دو
سالن ورزشی یکی
برای بانوان و
دیگری برای
پسران ، تکمیل
مجمعه
سوارکاری که
از جمله ورزش
های پر افتخار
کشور است از
جمله برنامه
های دیگر دولت
است که امشب
در گرگان
انشاءالله به
تصویب هیات
دولت می رسد
دولت بسیج شده
است تا اشتغال
جوانان را
فراهم کند .
برای این کار
طرح ها و پیگیری
هایی شده است .
سهم بودجه هر
شهرستان باید
جدا شود و در
اختیار
جوانان همان
شهرستان قرار
داده شود تا
آستین همت را
بالا بزنند و
فعال شوند و
موضوع اشتغال
حل شود .
تا زمانی
که یک نفر بیکار
در کشور وجود
دارد موضوع
اشتغال در
برنامه های
دولت قرار
خواهد داشت .
فرزندان عزیز
، آن چیزی که
کشور را می
سازد افکار
والا و همت های
بلند دست پس
کمرهای همت را
ببندید و
آماده شوید .
من امید وارم
مردم به خصوص
جوانان این
شهرستان به
الگوی کار در
کشور تبدیل
شوند . نماینده
محترم
شهرستان
گفتند مردم
گنبد می
خواهند صدای
سوت قطار را
در شهرستان
بشنوند من هم
می گویم
انشاالله چند
دستگاه سوت
قراراست در
گنبد نصب کنند
تا صدای سوت
قطار شنیده
شود ( صدای
خنده حاضران )
اگر پروژهء
بزرگی همانند
احداث راه آهن
اجرا شود حتما
در کمیتهء
مخصوص باید
تصویب شود . که
انشا الله بحث
راه آهن گنبد
را در دستور
کار آن کمیته
قرار خواهیم
داد . برخی از
کشور ها فکر می
کنند که دنیا
، دنیای قرن
نوزدهم است و
معادلات جهانی
را فقط با تهدید
و ارعاب و زور
حل کنند در
صورتی که
دوران زور و
تهدید و ارعاب
به پایان رسیده
است . آنها
مخالف پیشرقت
ایران هستند
آن ها فکر می
کنند که انرژی
هسته ای را
فقط بخش از
ملت ایران
موافقت می
کنند در حالیکه
من به آنها می
گویم حمایت
مردم گنبد را
از انرژی هسته
ای به نمایندگی
از همه مردم ایران
که با فریاد
اعلام می کنند
( شعار مردم :
انرژی هسته ای
حق مسلم ماست )
آنها باید
بدانند ما نه
به کسی ظلم می
کنیم و نه زیر
بار ظلم می رویم
. آنها باید
بدانند دولت
بر آمده از
ارادهء ملت
است و در این
تصمیم در
بارهء
استفاده از
انرژی هسته ای
به اندازهء سر
سوزنی هم عقب
نشینی نخواهد
کرد . در پایان
از شما مردم
عزیز گنبد
کاووس که با
حضور حماسی
خود یکبار دیگر
زنده بودن
آرمانهای
مقدس انقلاب
را به رخ دشمن
کشیدید و با این
کار یکباردیگر
پرچم عزت و
سرافرازی ایران
را به اهتزاز
در آوردید
تشکر میکنم عزیز
و سر بلند باشید
(و شعار مردم :
رئیس جمهور ما
تشکر تشکر )
در حاشیه :